تاثیر جنگ بر سلامت جسمی زنان

بحران و جنگ می‌توانند فراتر از ترس و ناامنی، بر بدن زنان نیز اثر بگذارند و خود را در قالب بی‌نظمی قاعدگی، تشدید علائم پیش از قاعدگی، اختلال خواب و کاهش توجه به مراقبت‌های فردی نشان دهند. فشار روانی مداوم، افزایش هزینه‌ها و محدود شدن دسترسی به خدمات و لوازم بهداشتی، باعث می‌شود بسیاری از زنان سلامت خود را به تعویق بیندازند و نیازهای جسمی‌شان را در اولویت آخر قرار دهند. در این مقاله بررسی می‌کنیم که جنگ چگونه بر سلامت جسمی زنان اثر می‌گذارد و در روزهای بحران، چه اقداماتی می‌تواند به حفظ سلامت بدن و مراقبت بهتر از خود کمک کند.
تاثیر جنگ بر سلامت جسمی زنان
فهرست مطالب
کلینیک روانشناسی آفتاب در کنار شماست

در صورت نیاز به مشاوره و تراپی، همین الان با ما تماس بگیرید تا مناسب‌ترین رویکرد و متخصص را به شما معرفی کنیم!

وقتی بحران، بدن زنان را هم وارد حالت آماده‌باش می‌کند

جنگ از خبرها شروع می‌شود، اما در خبرها نمی‌ماند.

می‌آید داخل خانه. وارد خواب می‌شود. وارد اشتها می‌شود. وارد چرخه قاعدگی می‌شود. حتی می‌تواند باعث شود زنی که سال‌ها چکاپ‌هایش را منظم انجام می‌داد، ماه‌ها بدنش را عقب بیندازد.

در ظاهر، بحران بیرون از بدن اتفاق می‌افتد.

اما بدن آدم مرز سیاسی نمی‌شناسد. وقتی ذهن درگیر ترس، ناامنی و خبرهای نگران‌کننده می‌شود، بدن هم واکنش نشان می‌دهد.

برای زنان، این واکنش‌ها گاهی در جاهایی دیده می‌شود که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم: قاعدگی، PMS، مراقبت‌های بهداشتی، چکاپ‌های دوره‌ای و حتی حس رابطه با بدن.

در اتاق درمان، این جمله را زیاد می‌شنویم:

«از وقتی اوضاع خراب شده، بدنم هم از ریتم افتاده.»

این جمله را باید جدی گرفت.

جنگ از بدن هم عبور می‌کند

وقتی از اثر جنگ حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان می‌رود سمت خانه‌های ویران، مهاجرت، ترس و سوگ.

اما زندگی روزمره هم آسیب می‌بیند.

زنی که باید برای چکاپ دوره‌ای وقت بگیرد، ممکن است بگوید: «الان وقتش نیست.» زنی که باید دارویش را ادامه دهد، ممکن است هزینه‌ها را بسنجد و خرید دارو را عقب بیندازد. زنی که هر ماه برای قاعدگی خود برنامه مشخصی داشته، ممکن است ناگهان با تأخیر، درد بیشتر یا خونریزی متفاوت روبه‌رو شود.

این تغییرات همیشه خطرناک نیستند. اما پیام دارند.

بدن دارد می‌گوید فشار زیاد شده است.

گاهی زن خودش آخرین نفری است که این پیام را می‌شنود. چون در بحران، معمولاً اول مراقب دیگران می‌شود. بچه‌ها، همسر، والدین، خانه، غذا، دارو، خبرها.

بدن خودش می‌ماند ته صف.

چرا بدن زنان در بحران زودتر خسته می‌شود؟

بدن زن تحت تأثیر چرخه هورمونی، خواب، تغذیه، سطح استرس، درد، امنیت و کیفیت رابطه با محیط است.

وقتی بحران طولانی می‌شود، چند چیز همزمان به بدن فشار می‌آورند: نگرانی، کم‌خوابی، تغذیه نامنظم، کم شدن فعالیت بدنی، هزینه‌های بالاتر، دسترسی سخت‌تر به خدمات درمانی و فشار مراقبت از خانواده.

هر کدام به تنهایی خسته‌کننده است.

کنار هم که قرار می‌گیرند، بدن وارد حالت فرسودگی می‌شود.

در چنین شرایطی، زن ممکن است دردهای بدنی بیشتری حس کند. سردرد، درد عضلات، مشکلات گوارشی، تپش قلب، بی‌نظمی قاعدگی، تشدید دردهای قبل از پریود یا احساس سنگینی مداوم.

گاهی آزمایش‌ها مشکل جدی نشان نمی‌دهند، اما بدن همچنان آشفته است.

این همان جایی است که روان و جسم به هم می‌رسند.

به تعویق افتادن چکاپ‌های دوره‌ای

یکی از اولین چیزهایی که در بحران عقب می‌افتد، مراقبت پیشگیرانه است.

چکاپ زنان. سونوگرافی. آزمایش خون. بررسی کم‌خونی. معاینه پستان. پیگیری دردهای قاعدگی. مراجعه برای ترشح، عفونت، لکه‌بینی یا تغییرات غیرعادی.

خیلی‌ها منتظر می‌مانند تا اوضاع آرام شود.

اما بدن همیشه با تقویم بحران هماهنگ نمی‌شود.

گاهی یک علامت ساده، اگر زود بررسی شود، با درمان کوتاه‌تری کنترل می‌شود. وقتی ماه‌ها عقب می‌افتد، هم اضطراب بیشتر می‌شود، هم مسیر درمان سخت‌تر.

در شرایط جنگ و بحران، طبیعی است که اولویت‌ها تغییر کند. اما مراقبت از بدن نباید کامل حذف شود.

به‌خصوص وقتی علامت تازه یا غیرعادی وجود دارد.

درد شدید، خونریزی خیلی زیاد، قطع قاعدگی برای چند ماه، لکه‌بینی مکرر، ترشح بدبو، درد لگن، توده در پستان یا کاهش وزن بی‌دلیل باید بررسی شود.

این‌ها را نباید فقط به استرس نسبت داد.

به‌هم‌ریختگی نظم قاعدگی در روزهای پرتنش

قاعدگی فقط یک اتفاق ماهانه نیست. یکی از نشانه‌های مهم وضعیت عمومی بدن است.

استرس شدید می‌تواند روی محور مغز، غده هیپوفیز و تخمدان اثر بگذارد. همین مسیر در تنظیم تخمک‌گذاری و نظم قاعدگی نقش دارد.

برای همین بعضی زنان در دوره‌های پرتنش، تغییراتی را تجربه می‌کنند:

  • عقب افتادن پریود
  • جلو افتادن پریود
  • خونریزی کمتر یا بیشتر از معمول
  • لکه‌بینی
  • دردهای شدیدتر
  • قطع قاعدگی برای 1 یا چند ماه

این تغییرات می‌توانند با استرس، کم‌خوابی، کاهش یا افزایش وزن، تغذیه نامنظم، فعالیت بدنی شدید یا کاهش شدید فعالیت همراه شوند.

اما یک نکته را باید روشن گفت.

هر بی‌نظمی قاعدگی را نباید به جنگ و فشار روانی نسبت داد. بارداری، مشکلات تیروئید، سندرم تخمدان پلی‌کیستیک، فیبروم، عفونت‌ها و برخی داروها هم می‌توانند چرخه قاعدگی را تغییر دهند.

اگر بی‌نظمی ادامه‌دار شد، بررسی پزشکی لازم است.

چرا علائم PMS در بحران شدیدتر حس می‌شود؟

PMS یا سندرم پیش از قاعدگی می‌تواند با خلق پایین، تحریک‌پذیری، درد پستان، نفخ، سردرد، خستگی، گریه‌پذیری و حساسیت بیشتر همراه باشد.

در روزهای عادی هم این علائم برای بعضی زنان سخت‌اند.

در دوره جنگ و ناامنی، بدن از قبل تحت فشار است. آستانه تحمل پایین‌تر می‌آید. خواب کم می‌شود. تغذیه به هم می‌ریزد. ذهن مدام درگیر خبر و خطر است.

پس همان علائم قبلی می‌توانند شدیدتر حس شوند.

زنی که قبلاً 2 روز قبل از پریود کمی تحریک‌پذیر می‌شد، ممکن است حالا یک هفته کامل با خشم، گریه یا بی‌حوصلگی درگیر شود. زنی که قبلاً درد خفیف داشت، ممکن است دردش را سنگین‌تر تجربه کند.

گاهی اطرافیان این تغییرات را بدخلقی می‌نامند.

اما بدن زن در آن روزها دارد چند فشار را همزمان حمل می‌کند.

بهتر است خانواده این را بفهمد. مخصوصاً همسران و والدینی که با دختران نوجوان زندگی می‌کنند.

استرس مداوم و بدن در حالت آماده‌باش

بدن انسان برای خطر کوتاه‌مدت طراحی شده است.

وقتی خطر می‌آید، بدن آماده می‌شود: ضربان بالا می‌رود، عضلات منقبض می‌شوند، تنفس تغییر می‌کند، هورمون‌های استرس فعال‌تر می‌شوند.

این واکنش برای چند دقیقه یا چند ساعت قابل تحمل است.

در جنگ، بدن ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها در حالت آماده‌باش بماند.

صدای خبر. پیام‌های نگران‌کننده. شایعه‌ها. نگرانی از آینده. ترس برای خانواده. کمبود دارو. هزینه‌ها. بی‌خوابی.

بدن فرصت برگشتن به آرامش پیدا نمی‌کند.

نتیجه می‌تواند خودش را در سردرد، درد معده، گرفتگی عضلات، تپش قلب، خستگی، اختلال خواب، تغییر اشتها و به‌هم‌ریختگی چرخه قاعدگی نشان دهد.

بعضی زنان در این شرایط احساس می‌کنند بدنشان به آن‌ها خیانت کرده است.

در واقع بدن دارد زیاد کار می‌کند. بیش از حد زیاد.

هزینه و دسترسی به لوازم بهداشتی

در بحران، حتی چیزهای ساده هم سخت می‌شوند.

نوار بهداشتی. لباس زیر تمیز. آب کافی. صابون. مسکن ساده. امکان حمام. حریم خصوصی. سطل زباله مناسب.

وقتی قیمت‌ها بالا می‌رود یا دسترسی محدود می‌شود، مدیریت قاعدگی به منبع اضطراب تبدیل می‌شود.

زن ممکن است مصرف نوار بهداشتی را بیش از حد کم کند. ممکن است از محصولات نامناسب استفاده کند. ممکن است دیرتر تعویض کند. ممکن است از ترس هزینه، درد یا عفونت را پنهان کند.

این وضعیت فقط ناراحت‌کننده نیست. می‌تواند سلامت جسمی را هم درگیر کند.

تحریک پوستی، عفونت، بوی ناخوشایند، احساس شرم، محدود شدن رفت‌وآمد و کاهش حضور اجتماعی می‌توانند از همین‌جا شروع شوند.

قاعدگی در بحران نباید موضوعی لوکس حساب شود.

این بخش ساده‌ای از سلامت زنان است.

ساده، اما جدی.

کاهش توجه به مراقبت‌های فردی

در بحران، مراقبت از خود گاهی حس گناه می‌آورد.

زن با خودش می‌گوید: «الان وقت رسیدگی به خودم نیست.»

بعد کم‌کم چیزهای کوچک حذف می‌شوند. خواب کافی. وعده غذایی درست. پیاده‌روی. چکاپ. دارو. مراقبت از پوست. رسیدگی به دردهای بدن. حتی دوش گرفتن آرام.

گاهی زن آنقدر در نقش مراقب فرو می‌رود که نیازهای خودش را بی‌صدا دفن می‌کند.

این بی‌توجهی کوتاه‌مدت شاید قابل فهم باشد. اما اگر طولانی شود، بدن هزینه‌اش را می‌گیرد.

زنی که همیشه آخر شب می‌خوابد، صبح با درد بیدار می‌شود. زنی که وعده‌های غذایی‌اش را حذف می‌کند، قاعدگی‌اش تغییر می‌کند. زنی که درد را جدی نمی‌گیرد، اضطراب بیشتری جمع می‌کند.

مراقبت از خود در بحران خودخواهی نیست.

بخشی از دوام آوردن است.

اثر بحران بر خواب، تغذیه و سبک زندگی

سلامت زنان فقط در مطب پزشک ساخته نمی‌شود.

در آشپزخانه هم هست. در ساعت خواب هم هست. در مقدار آبی که می‌نوشند. در تنشی که قبل از خواب با گوشی وارد ذهنشان می‌کنند. در فرصتی که برای حرکت بدن پیدا می‌کنند.

بحران این پایه‌ها را تکان می‌دهد.

بعضی زنان کمتر می‌خورند. بعضی بیشتر. بعضی شب‌ها تا دیر وقت خبر می‌خوانند. بعضی از خانه بیرون نمی‌روند. بعضی فعالیت بدنی‌شان قطع می‌شود. بعضی‌ها قهوه، سیگار یا شیرینی را بیشتر مصرف می‌کنند تا چند دقیقه آرام شوند.

بدن این تغییرات را ثبت می‌کند.

بعد ممکن است چرخه قاعدگی تغییر کند، PMS شدیدتر شود، دردهای بدنی بیشتر شود یا انرژی پایین بیاید.

گاهی راه مراقبت از بدن، از کارهای خیلی کوچک شروع می‌شود.

خواب 30 دقیقه زودتر. کم کردن خبرها قبل از خواب. خوردن یک وعده گرم. نوشیدن آب. پیاده‌روی کوتاه داخل خانه. نوشتن علائم قاعدگی در تقویم.

کارهای کوچک در بحران دست‌کم گرفته می‌شوند.

اما بدن با همین چیزهای کوچک کمی نفس می‌کشد.

زنان باردار، دختران نوجوان و زنان با بیماری زمینه‌ای

بعضی گروه‌ها در بحران نیاز به مراقبت بیشتری دارند.

زنان باردار باید مراقبت‌های بارداری را تا حد ممکن ادامه دهند. فشار روانی، تغذیه نامنظم و دسترسی سخت به درمان می‌تواند نگرانی را بیشتر کند. هر درد غیرعادی، خونریزی، کاهش حرکت جنین یا ورم شدید باید جدی گرفته شود.

دختران نوجوان هم آسیب‌پذیرند.

چون چرخه قاعدگی آن‌ها ممکن است هنوز کاملاً منظم نشده باشد و همزمان از بیان مشکلات قاعدگی خجالت بکشند. اگر دختر نوجوان درد شدید، خونریزی زیاد، قطع طولانی قاعدگی یا افت شدید خلق دارد، بهتر است با آرامش و بدون شرم‌زده کردن او، پیگیری شود.

زنان با بیماری زمینه‌ای هم نباید دارو یا چکاپ را بدون مشورت قطع کنند.

دیابت، تیروئید، کم‌خونی، بیماری‌های خودایمنی، مشکلات قلبی، اندومتریوز، فیبروم یا تخمدان پلی‌کیستیک در بحران نیاز به توجه بیشتری دارند.

چه کارهایی می‌تواند کمک کند؟

در شرایط جنگ، همیشه همه چیز دست فرد نیست.

اما بعضی کارها می‌تواند آسیب را کمتر کند.

یک تقویم ساده برای قاعدگی داشته باشید. تاریخ شروع، مدت خونریزی، شدت درد، خلق، خواب و علائم غیرعادی را بنویسید. این یادداشت‌ها اگر نیاز به مراجعه پزشکی باشد، کمک‌کننده‌اند.

یک بسته کوچک بهداشتی آماده کنید.

نوار بهداشتی، لباس زیر تمیز، دستمال، صابون کوچک، مسکن مجاز برای شما، کیسه کوچک و یک لباس راحت. این بسته در شرایط اضطراری آرامش بیشتری می‌دهد.

قبل از خواب، مصرف خبر را کم کنید.

بدن برای تنظیم هورمون‌ها و ترمیم، به خواب نیاز دارد. خبرهای نگران‌کننده در تخت‌خواب، مغز را بیدار و بدن را منقبض نگه می‌دارد.

درباره علائم با یک نفر امن حرف بزنید.

همسر، مادر، خواهر، دوست یا درمانگر. پنهان کردن درد و شرم، فشار را بیشتر می‌کند.

اگر دارو مصرف می‌کنید، برنامه دارویی را جدی بگیرید.

بحران نباید باعث قطع خودسرانه دارو شود.

چه زمانی باید به پزشک یا روانشناس مراجعه کرد؟

اگر علائم جسمی شدید یا تازه دارید، پزشک اولویت دارد.

خونریزی خیلی شدید، درد لگنی غیرمعمول، تب، ترشح بدبو، احتمال بارداری، قطع قاعدگی برای چند ماه، لکه‌بینی مکرر یا توده در پستان را باید بررسی کرد.

اگر فشار روانی بدن و زندگی روزمره را گرفته، روانشناس می‌تواند کمک کند.

بی‌خوابی طولانی، حمله اضطرابی، گریه‌های مکرر، تحریک‌پذیری شدید، احساس درماندگی، ترس دائمی، بی‌حسی عاطفی یا فرسودگی مراقبتی را نباید نادیده گرفت.

درمان روانشناختی قرار نیست واقعیت جنگ را پاک کند.

اما می‌تواند کمک کند بدن و ذهن کمتر زیر فشار له شوند. زن یاد می‌گیرد علائمش را جدی‌تر ببیند، مرز بگذارد، استرس را تنظیم کند و از نقش مراقب مطلق کمی فاصله بگیرد.

گاهی همین فاصله کوچک، بدن را از ته صف بیرون می‌آورد.

حرف آخر

جنگ در زندگی زنان فقط با ترس و خبرهای بد دیده نمی‌شود.

گاهی در عقب افتادن چکاپ دیده می‌شود. در پریود نامنظم. در PMS شدیدتر. در حذف مراقبت از خود. در قیمت نوار بهداشتی. در خوابی که سبک و تکه‌تکه شده است.

بدن زنان در بحران حرف می‌زند.

گاهی با درد. گاهی با تأخیر. گاهی با خستگی. گاهی با بی‌نظمی.

باید به این صدا گوش داد.

مراقبت از بدن در روزهای سخت، کار تجملی نیست. راهی برای زنده ماندن، سالم ماندن و کمتر فرسوده شدن است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

برای رزرو نوبت فرم زیر را پر کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر و رزرو نوبت با ما تماس  بگیرید.