وقتی نیاز به تعلق، نوجوان را در رابطهای فرساینده نگه میدارد
نوجوانی سن دوست است.
دوست، فقط کسی نیست که کنار نوجوان مینشیند یا با او پیام میدهد. گاهی دوست تبدیل میشود به آینه. به داور. به پناه. به کسی که نوجوان از چشم او خودش را میسنجد.
برای همین وقتی والدین میگویند «این دوست به درد تو نمیخوره»، نوجوان معمولاً فقط یک نظر ساده نمیشنود.
احساس میکند بخشی از خودش رد شده است.
در اتاق درمان، زیاد میبینیم که دعوای والدین و نوجوان از اسم یک دوست شروع میشود، اما به جاهای عمیقتری میرسد: اعتماد، استقلال، تنهایی، ترس از طرد شدن و نیاز شدید به دیده شدن.
دوستی ناسالم را باید از همینجا فهمید.
چرا دوستی در نوجوانی اینقدر مهم میشود؟
در نوجوانی، خانواده هنوز مهم است. اما گروه دوستان وزن بیشتری پیدا میکند.
نوجوان میخواهد بفهمد بیرون از خانه چه کسی است. آیا جذاب است؟ آیا پذیرفته میشود؟ آیا کسی او را انتخاب میکند؟ آیا حرفش در جمع ارزش دارد؟
دوستان به این سؤالها جواب میدهند.
گاهی جوابشان آرامکننده است. گاهی زخمیکننده.
یک جمله از دوست میتواند حال نوجوان را برای یک روز کامل عوض کند. یک بیتوجهی در گروه میتواند او را تا نیمهشب بیدار نگه دارد. یک حذف شدن از جمع میتواند برایش شبیه فاجعه باشد.
بزرگسالها گاهی این حساسیت را مسخره میکنند.
اما برای نوجوان، تعلق داشتن به جمع یک نیاز جدی است.
دوستی ناسالم از کجا شروع میشود؟
دوستی ناسالم معمولاً با یک اتفاق عجیب شروع نمیشود.
از چیزهای کوچک میآید.
یک دوست که همیشه تصمیم میگیرد. یک جمع که اگر نوجوان مخالفت کند، مسخرهاش میکند. یک نفر که رازها را نگه نمیدارد. یک رابطه که در آن نوجوان باید مدام خودش را ثابت کند.
گاهی هم رابطه از اول هیجانانگیز است.
دوست جدید جسورتر است. بیشتر تجربه کرده. قوانین خانه را جدی نمیگیرد. حرفهایی میزند که نوجوان قبلاً نشنیده. حس بزرگ شدن میدهد.
این حس برای نوجوان جذاب است.
مخصوصاً اگر در خانه احساس کنترل، مقایسه یا نادیده گرفته شدن داشته باشد.
نوجوان چرا در دوستی ناسالم میماند؟
والدین معمولاً میپرسند: «چرا خودش نمیفهمه؟»
گاهی نوجوان میفهمد.
اما فهمیدن برای جدا شدن کافی نیست.
او ممکن است بداند این دوست آزارش میدهد، اما از تنها ماندن بترسد. ممکن است بداند این جمع به او فشار میآورد، اما نگران باشد اگر فاصله بگیرد، دیگر جایی برایش نماند.
گاهی هم دوستی ناسالم، نیاز مهمی را جواب میدهد.
نیاز به دیده شدن.
نیاز به هیجان.
نیاز به حس خاص بودن.
نیاز به فرار از خانهای که در آن حرفش شنیده نمیشود.
پس نوجوان در رابطهای میماند که هم آزارش میدهد، هم چیزی به او میدهد. همین دوگانه او را گیر میاندازد.
نقش عزت نفس پایین در انتخاب دوست
نوجوانی که خودش را دوستداشتنی نمیداند، بیشتر حاضر است برای ماندن در رابطه هزینه بدهد.
ممکن است توهین را تحمل کند. ممکن است از خواستههای خودش بگذرد. ممکن است برای پذیرفته شدن، کاری کند که خودش هم با آن راحت نیست.
با خودش میگوید: «حداقل اینا منو قبول کردن.»
این جمله دردناک است.
گاهی نوجوان آن را به زبان نمیآورد، اما در رفتارش دیده میشود. مدام در دسترس دوستان است. زود عذرخواهی میکند. از مخالفت میترسد. وقتی کنار آنهاست، خودش نیست. نقش بازی میکند.
دوستی سالم به نوجوان اجازه میدهد خودش باشد.
دوستی ناسالم او را وادار میکند برای ماندن، خودش را کوچک کند.
فشار گروه و ترس از تنها ماندن
فشار همسالان همیشه مستقیم نیست.
همیشه کسی نمیگوید: «اگر این کار را نکنی، از جمع حذف میشی.»
گاهی فقط نگاه است. سکوت است. خندیدن است. جواب ندادن در گروه است. دعوت نکردن به یک برنامه است.
نوجوان این نشانهها را سریع میگیرد.
برای همین ممکن است با چیزی موافقت کند که در دلش قبول ندارد. ممکن است دروغ بگوید. ممکن است از خانواده پنهان کند. ممکن است وارد رفتاری شود که بعداً از آن پشیمان شود.
نه چون حتماً بیفکر است.
چون طرد شدن برای او خیلی سنگین است.
تنهایی در نوجوانی گاهی شبیه بیارزشی حس میشود.
دوستی ناسالم در فضای مجازی
بخشی از دوستیهای نوجوانان داخل گوشی اتفاق میافتد.
گروهها، چتها، استوریها، لایکها، حذف شدنها، اسکرینشاتها، شوخیهای تند و پیامهای نیمهشب.
در این فضا، دوستی ناسالم شکلهای تازهای پیدا میکند.
مثلاً دوستی که نوجوان را مجبور میکند سریع جواب بدهد. جمعی که اگر آنلاین نباشد، پشت سرش حرف میزند. کسی که رازها را اسکرینشات میگیرد. گروهی که نوجوان را به تمسخر دیگران میکشاند.
گاهی والدین فقط به تعداد ساعت استفاده از گوشی توجه میکنند.
اما سؤال مهمتر این است: نوجوان بعد از حضور در این فضا چه حالی دارد؟
آرامتر است یا آشفتهتر؟
خودش را بیشتر دوست دارد یا کمتر؟
نشانههایی که والدین باید جدی بگیرند
همه تغییرات نوجوان به دوستان مربوط نیست. اما چند نشانه ارزش توجه دارد:
- بعد از دیدن دوستانش مضطرب یا عصبی میشود
- برای ماندن در جمع، از ارزشهای خودش میگذرد
- زیاد دروغ میگوید تا رابطه را پنهان کند
- از دوستان قدیمی و سالم فاصله گرفته
- افت تحصیلی ناگهانی دارد
- خواب و اشتهایش تغییر کرده
- نسبت به ظاهر، پول، گوشی یا لباس حساستر شده
- بعد از پیام گرفتن، حالش ناگهان عوض میشود
- از خانواده دورتر شده و فقط از یک دوست یا یک جمع حرفشنوی دارد
- رفتارهای پرخطر در او بیشتر شده
وجود یک نشانه یعنی باید گفتوگو کرد.
چند نشانه کنار هم یعنی موضوع را آرام، اما جدی دنبال کنید.
والدین کجا اشتباه میکنند؟
واکنش تند والدین، نوجوان را به دفاع میبرد.
جملههایی مثل «اون دوستت آشغاله»، «تو عقل نداری»، «دیگه حق نداری ببینیش» معمولاً رابطه را زیرزمینی میکند.
نوجوان شاید در ظاهر عقبنشینی کند. اما در دلش فکر میکند خانواده او را نمیفهمد.
بهتر است والدین اول کنجکاو باشند.
نه بازجو.
مثلاً بپرسند:
«وقتی با این دوستت هستی، معمولاً چه حسی داری؟»
«تا حالا شده کاری کنی که دلت نمیخواسته، فقط برای اینکه از جمع جدا نشی؟»
«اگر باهاش مخالفت کنی، چه اتفاقی میافته؟»
این سؤالها بهتر از حمله جواب میدهند.
گاهی نوجوان برای اولین بار خودش متوجه میشود که در رابطه راحت نیست.
چطور بدون حمله وارد گفتوگو شویم؟
اول از مشاهده شروع کنید.
«چند بار دیدم بعد از پیام گرفتن از اون گروه، حالت بد میشه.»
بعد احساس خودتان را بگویید.
«نگرانتم.»
بعد دعوت به گفتوگو.
«دوست دارم بفهمم چه اتفاقی میافته. نمیخوام دعوا کنم.»
این شروع، احتمال بسته شدن نوجوان را کمتر میکند.
اگر همان اول بگویید «من از فلانی خوشم نمیاد»، نوجوان احتمالاً شروع به دفاع میکند. حتی اگر خودش هم از آن رابطه خسته شده باشد.
در گفتوگو با نوجوان، زمان گفتگو بسیار مهم است.
وسط عصبانیت، جلوی دیگران، بعد از مدرسه یا درست وقتی گوشی دستش است، زمان خوبی نیست.
گاهی یک پیادهروی کوتاه بهتر از 2 ساعت سخنرانی در پذیرایی جواب میدهد.
نوجوان باید مهارت نه گفتن یاد بگیرد
نصیحت کلی کافی نیست.
نوجوان باید جمله آماده داشته باشد.
مثلاً:
«نه، من با این راحت نیستم.»
«من نمیام، ولی شما برید.»
«حوصله این بحث رو ندارم.»
«این کار به دردسرش نمیارزه.»
«نمیخوام درباره فلانی اینطوری حرف بزنم.»
این جملهها سادهاند، اما برای نوجوانی که از طرد شدن میترسد، گفتنشان سخت است.
والدین میتوانند در خانه تمرین کنند. بدون مسخره کردن. بدون نمایش اخلاقی.
مهارت نه گفتن مثل عضله است.
با تمرین قویتر میشود.
دوستی سالم چه شکلی دارد؟
دوستی سالم در نوجوانی قرار نیست بیاختلاف باشد.
دوستها گاهی قهر میکنند. حسادت میکنند. اشتباه میکنند. حرف بد میزنند و بعد پشیمان میشوند.
اما در دوستی سالم، نوجوان بیشتر وقتها احساس امنیت دارد.
میتواند نظرش را بگوید. میتواند یک روز جواب ندهد و نترسد. میتواند موفق شود و دوستش خرابش نکند. میتواند اشتباه کند و تحقیر نشود.
دوستی سالم نوجوان را از خودش دور نمیکند.
کمک میکند خودش را بهتر بشناسد.
وقتی والدین از دوست نوجوان خوششان نمیآید
همه نگرانیهای والدین درست نیست.
گاهی والدین فقط از ظاهر، سبک حرف زدن یا خانواده دوست نوجوان خوششان نمیآید. این کافی نیست که رابطه را خطرناک بدانیم.
باید رفتار را دید.
آیا این دوست نوجوان را به رفتار پرخطر میکشاند؟ آیا او را تحقیر میکند؟ آیا باعث پنهانکاری شدید شده؟ آیا نوجوان بعد از رابطه با او بدحالتر است؟ آیا رابطه کنترلگر شده؟
اگر پاسخها نگرانکنندهاند، باید وارد شد.
اما اگر مسئله فقط تفاوت سلیقه است، کنترل شدید نتیجه خوبی ندارد.
نوجوان باید در انتخاب دوست تمرین کند.
گاهی هم اشتباه میکند.
خانواده باید آنقدر امن بماند که بعد از اشتباه بتواند برگردد.
چه زمانی کمک گرفتن از روانشناس لازم است؟
اگر دوستی ناسالم با افت شدید خلق، اضطراب، گریههای مکرر، انزوا، رفتارهای پرخطر، تهدید، سوءاستفاده، مصرف مواد یا افت جدی درس همراه شده، بهتر است از روانشناس کودک و نوجوان کمک بگیرید.
اگر نوجوان بعد از فاصله گرفتن از یک دوست، دچار احساس بیارزشی شدید شده، موضوع را جدی بگیرید.
اگر والدین نمیتوانند بدون فریاد، تحقیر یا کنترل شدید درباره دوستان نوجوان حرف بزنند، خانوادهدرمانی میتواند کمک کند.
گاهی مشکل فقط یک دوست نیست.
تنهایی، عزت نفس پایین یا فاصله عاطفی در خانه، نوجوان را به رابطه ناسالم چسبانده است.
درمان کمک میکند ریشه دیده شود.
حرف آخر
دوستی ناسالم در نوجوانی را نمیشود فقط با ممنوع کردن حل کرد.
نوجوان به تعلق نیاز دارد. به دوست نیاز دارد. به جایی بیرون از خانه که در آن خودش را امتحان کند.
اما هر جمعی امن نیست.
کار خانواده این است که چشمش را نبندد، گوشش را هم نبندد. هم مراقب باشد، هم رابطه را نگه دارد.
نوجوانی که در خانه شنیده میشود، شانس بیشتری دارد وقتی دوستی آزارش داد، برگردد و بگوید: «یه چیزی درست نیست.»









