«هرچه ما میگوییم قبول نمیکند، ولی کافی است دوستش همان حرف را بزند.»
این شکایت را از بسیاری از والدین میشنویم.
مادری میگوید ماهها از فرزندش خواسته اتاقش را مرتب کند و نتیجهای نگرفته است. بعد یکی از دوستان نوجوان درباره نظم اتاق حرف زده و رفتار او تغییر کرده است.
پدری میبیند فرزندش توصیههای خانواده را درباره لباس، درس یا روابط اجتماعی جدی نمیگیرد، اما نظر دوستانش میتواند در چند دقیقه تصمیم او را عوض کند.
این تجربه برای والدین گاهی دردناک است.
آنها احساس میکنند جایگاه خود را از دست دادهاند یا دیگر برای فرزندشان اهمیت ندارند.
افزایش نفوذ دوستان در نوجوانی معمولاً بخشی از روند رشد است. نوجوان در این دوره از فضای محدود خانواده فاصله میگیرد و جایگاه خود را در جهان بزرگتری پیدا میکند.
او باید یاد بگیرد بدون حضور دائمی والدین تصمیم بگیرد، رابطه بسازد، اشتباه کند و هویت مستقلی پیدا کند.
دوستان در مرکز این تجربه قرار میگیرند.
چرا گروه دوستان در نوجوانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
کودک در سالهای نخست زندگی، بیشتر وقت و امنیت خود را در خانواده پیدا میکند.
والدین منبع اصلی حمایت، قانون، آموزش و تصمیمگیری هستند.
با آغاز نوجوانی، محیط اجتماعی گستردهتر میشود. مدرسه، فضای مجازی، گروههای دوستی، فعالیتهای ورزشی و رابطههای عاطفی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
تعریف انجمن روانشناسی آمریکا از نوجوانی نیز به افزایش تمرکز بر دوستان، اهمیت یافتن پذیرش اجتماعی و تلاش برای استقلال بیشتر از والدین اشاره میکند.
نوجوان میخواهد بداند در میان همسنوسالهایش چه جایگاهی دارد.
آیا پذیرفته میشود؟
آیا جذاب است؟
آیا دیگران او را ضعیف، عجیب یا عقبمانده میدانند؟
آیا میتواند عضوی از گروه باشد و در عین حال خودش باقی بماند؟
این پرسشها ممکن است از نگاه بزرگسالان ساده به نظر برسند. برای نوجوان، پاسخ آنها با احساس ارزشمندی، امنیت و هویت او پیوند دارد.
کنار گذاشته شدن از یک گروه دوستانه میتواند برای نوجوان تجربهای بسیار سنگین باشد.
او فقط یک قرار یا مهمانی را از دست نداده است. ممکن است احساس کند بخشی از هویت اجتماعیاش زیر سؤال رفته است.
نوجوان در حال ساختن هویت خود است
یکی از وظایف اصلی دوره نوجوانی، پیدا کردن پاسخ برای این پرسش است:
«من چه کسی هستم؟»
نوجوان ارزشها، سلیقهها، باورها و تواناییهای خود را آزمایش میکند.
ممکن است یک ماه به موسیقی خاصی علاقهمند شود و چند ماه بعد سلیقهاش تغییر کند. مدل لباس پوشیدن، برنامه آینده، عقاید اجتماعی و حتی شیوه حرف زدن او ممکن است مدام عوض شود.
این تغییرها همیشه نشانه بیثباتی ناسالم نیستند.
نوجوان نسخههای مختلفی از خودش را امتحان میکند.
دوستان به او فضایی برای این آزمایش میدهند.
او در جمع دوستان میبیند شوخطبع است یا جدی، رهبر است یا دنبالکننده، در تعارض کوتاه میآید یا از نظرش دفاع میکند.
خانواده معمولاً او را با گذشتهاش میشناسد.
والدین هنوز ممکن است نوجوان ۱۵ ساله را همان کودک خجالتی هشتساله ببینند. دوستان بیشتر با نسخه فعلی او روبهرو هستند.
همین موضوع میتواند باعث شود نوجوان احساس کند دوستانش او را بهتر میفهمند.
استقلالطلبی، فاصلهای طبیعی میان نوجوان و والدین ایجاد میکند
نوجوان برای مستقل شدن باید تا حدی از والدین فاصله بگیرد.
این فاصله میتواند در شکلهای مختلف دیده شود:
- کمتر تعریف کردن جزئیات روزانه
- مخالفت بیشتر با قوانین خانه
- حساس شدن به حریم شخصی
- ترجیح دادن وقتگذرانی با دوستان
- تصمیمگیری درباره ظاهر و سلیقه شخصی
- زیر سؤال بردن نظر والدین
والدین ممکن است این رفتارها را ناسپاسی یا لجبازی ببینند.
از نگاه نوجوان، مخالفت کردن راهی برای تجربه استقلال است.
گاهی نوجوان با یک پیشنهاد فقط به این دلیل مخالفت میکند که از طرف والد مطرح شده است. همان پیشنهاد وقتی از زبان دوست شنیده میشود، احساس کنترل شدن ایجاد نمیکند.
دوست معمولاً در جایگاه قدرت نیست.
نمره نمیدهد، قانون خانه را تعیین نمیکند و درباره آینده نوجوان تصمیم نمیگیرد.
به همین دلیل حرف او ممکن است راحتتر شنیده شود.
چرا تأیید دوستان برای نوجوان اینقدر مهم است؟
پذیرفته شدن در جمع، یکی از نیازهای مهم انسان است.
این نیاز در نوجوانی شدت بیشتری پیدا میکند. نوجوان بخش قابلتوجهی از ارزش خود را از بازخورد همسالانش میگیرد.
یک تعریف کوتاه میتواند او را ساعتها خوشحال کند.
یک شوخی تحقیرآمیز ممکن است چند روز ذهنش را درگیر نگه دارد.
لایک، دعوت شدن به یک جمع، پاسخ گرفتن در گروه و مورد توجه قرار گرفتن، برای نوجوان فقط رویدادهای کوچک اجتماعی نیستند. این اتفاقها به او پیام میدهند که دیده شده و در جمع جایگاهی دارد.
فضای مجازی این بازخورد را سریعتر و دائمیتر کرده است.
نوجوان میتواند در هر ساعت از شبانهروز واکنش دیگران را به ظاهر، نظر یا رفتار خود ببیند.
همین دسترسی مداوم، مقایسه اجتماعی و نگرانی درباره قضاوت دیگران را افزایش میدهد.
مغز نوجوان به تجربههای اجتماعی حساستر است
مغز در دوره نوجوانی همچنان در حال رشد و بازسازماندهی است.
بخشهایی که با برنامهریزی، اولویتبندی و تصمیمگیری سنجیده ارتباط دارند، تا سالهای پس از نوجوانی به رشد خود ادامه میدهند. همزمان، تغییرات مغزی باعث میشوند تجربههای اجتماعی و رابطه با همسالان توجه بیشتری از نوجوان بگیرند.
این مسئله به معنای ناتوانی نوجوان در فکر کردن نیست.
نوجوان میتواند منطقی باشد، پیامدها را بفهمد و تصمیم درستی بگیرد.
حضور دوستان ممکن است وزن پاداش اجتماعی را بیشتر کند.
نوجوانی که بهتنهایی تصمیم محتاطانهای میگیرد، شاید در جمع دوستان برای خنداندن دیگران یا اثبات شجاعت خود خطر بیشتری بپذیرد.
در آن لحظه، پذیرفته شدن میتواند از پیامد دورتر رفتار مهمتر به نظر برسد.
برای همین فقط گفتن جملههایی مانند «خودت باید عقلت برسد» همیشه کافی نیست.
نوجوان ممکن است خطر را بشناسد، ولی توان مقاومت در برابر فشار گروه را هنوز بهاندازه کافی تمرین نکرده باشد.
دوستان تجربه فعلی نوجوان را میفهمند
نوجوانان مشکلات مشترکی دارند.
فشار امتحان، تغییرات بدن، ترس از طرد شدن، روابط عاطفی، نگرانی درباره ظاهر، مقایسه شدن و محدودیتهای خانه برای آنها آشناست.
وقتی نوجوان با دوستش حرف میزند، معمولاً لازم نیست از ابتدا توضیح دهد چرا یک پیام، نگاه یا اتفاق مدرسه اینقدر مهم بوده است.
دوستش در همان محیط زندگی میکند.
اصطلاحها، شوخیها، ترندها و قواعد نانوشته جمع را میشناسد.
والد ممکن است با نیت کمک، اهمیت مسئله را کوچک کند:
«این که ناراحتی ندارد.»
«دو روز دیگر یادت میرود.»
«ما در سن تو مشکلات خیلی بزرگتری داشتیم.»
این جملهها ممکن است واقعیت داشته باشند. نوجوان از آنها پیام دیگری میگیرد:
«تو نمیفهمی من چه حسی دارم.»
دوست شاید راهحل درستی نداشته باشد. گاهی فقط میگوید:
«میفهمم، خیلی بد شد.»
همین احساس فهمیده شدن، نفوذ او را بیشتر میکند.
آیا والدین نفوذ خود را از دست دادهاند؟
نفوذ والدین در نوجوانی معمولاً از بین نمیرود.
شکل آن تغییر میکند.
در کودکی، والد مستقیمتر رفتار را هدایت میکند. در نوجوانی، اثر او بیشتر در ارزشها، نوع رابطه، مرزها و صدایی دیده میشود که نوجوان در ذهن خود حمل میکند.
ممکن است نوجوان در ظاهر با والد مخالفت کند و چند ماه بعد همان حرف را در تصمیم خود به کار ببرد.
والدین همیشه نتیجه گفتوگو را فوری نمیبینند.
احساس ارتباط با خانواده و حضور بزرگسالان قابل اعتماد از عوامل محافظتکننده نوجوانان در برابر مشکلات رفتاری و روانی شناخته میشود. ارتباط خانوادگی میتواند اثر برخی فشارهای اجتماعی و رفتارهای پرخطر را کاهش دهد.
نوجوان ممکن است برای لباس و موسیقی از دوستانش تأثیر بگیرد، اما درباره ارزشهای عمیقتر، امنیت، تحصیل، رابطه عاطفی و تصمیمهای مهم همچنان از خانواده اثر بپذیرد.
این اثر همیشه آشکار نیست.
تأثیر دوستان همیشه مخرب نیست
وقتی از نفوذ دوستان حرف میزنیم، ذهن بسیاری از والدین سراغ خطر میرود.
دوستان میتوانند اثرهای سازندهای نیز داشته باشند.
یک گروه سالم ممکن است نوجوان را به ورزش، مطالعه، مسئولیتپذیری، فعالیت هنری یا تلاش تحصیلی تشویق کند.
دوستان میتوانند منبع حمایت عاطفی باشند.
نوجوان در رابطه با آنها همکاری، مذاکره، وفاداری، عذرخواهی، دفاع از حق و حل تعارض را یاد میگیرد.
ارتباط مثبت با همسالان و احساس تعلق به مدرسه با سلامت روانی و رفتاری بهتر نوجوانان ارتباط دارد. محیطی که نوجوان در آن احساس کند دوستان و بزرگسالان به او اهمیت میدهند، میتواند نقش محافظتکننده داشته باشد.
هدف والدین نباید حذف نفوذ دوستان باشد.
نوجوان برای رشد به رابطه با همسالان نیاز دارد.
مسئله اصلی این است که چه نوع گروهی بر او اثر میگذارد و نوجوان تا چه اندازه میتواند در آن گروه نظر مستقل خود را حفظ کند.
مرز میان دوستی طبیعی و فشار همسالان کجاست؟
هر شباهتی میان اعضای یک گروه، فشار همسالان نیست.
دوستان معمولاً از لباس، موسیقی، اصطلاحات و علایق یکدیگر تأثیر میگیرند.
این فرایند میتواند بخشی از احساس تعلق باشد.
فشار ناسالم زمانی شکل میگیرد که نوجوان برای حفظ جایگاه خود مجبور شود برخلاف ارزش، امنیت یا خواسته واقعیاش رفتار کند.
ممکن است دوستان مستقیماً بگویند:
«اگر انجامش ندهی ترسویی.»
«اگر با ما نیایی دیگر جزء جمع نیستی.»
گاهی فشار آشکار نیست.
نوجوان رفتار دیگران را میبیند و خودش نتیجه میگیرد که برای پذیرفته شدن باید شبیه آنها باشد.
او ممکن است درباره مصرف مواد، رابطه جنسی، رانندگی خطرناک، تقلب، خشونت یا انتشار تصاویر خصوصی تصمیمی بگیرد که در تنهایی نمیگرفت.
فشار گروه وقتی خطرناکتر میشود که نوجوان از طرد شدن بترسد و راه خروج امنی نداشته باشد.
نشانههای تأثیر منفی دوستان بر نوجوان
تغییر رفتار در نوجوانی طبیعی است.
هر تغییر لباس، سلیقه یا ساعت خواب نشاندهنده وجود دوست نامناسب نیست.
مجموعهای از تغییرات شدید و ماندگار نیاز به توجه بیشتری دارد:
- افت ناگهانی و قابلتوجه عملکرد تحصیلی
- دروغگویی یا پنهانکاری غیرمعمول
- زیر پا گذاشتن مکرر قوانین مهم خانه
- مصرف سیگار، الکل یا مواد دیگر
- رفتارهای خطرناک و خشونتآمیز
- ترس شدید از ناراحت کردن یک دوست
- تحقیر شدن در جمع و ادامه دادن رابطه
- دریافت تهدید، اخاذی یا فشار جنسی
- قطع رابطه با دوستان قدیمی و اعضای خانواده
- تغییر شدید خلق، خواب یا اشتها
- ناپدید شدن پول یا وسایل
- آسیب زدن به خود یا حرف زدن درباره مرگ
یک نشانه بهتنهایی چیزی را ثابت نمیکند.
والد باید روند رفتار، شدت تغییر و شرایط زندگی نوجوان را بررسی کند.
متهم کردن فوری دوستان ممکن است نوجوان را به پنهانکاری بیشتر سوق دهد.
چه رفتارهایی نوجوان را بیشتر از والدین دور میکند؟
بازجویی کردن
بعضی والدین هر گفتوگو را با مجموعهای از سؤالها شروع میکنند:
«کجا بودی؟»
«چه کسی آنجا بود؟»
«چرا دیر جواب دادی؟»
«دوستت چه گفت؟»
دانستن این اطلاعات برای ایمنی نوجوان لازم است. لحن بازجویی باعث میشود نوجوان فقط کوتاهترین پاسخ ممکن را بدهد.
تحقیر کردن دوستان نوجوان
جملههایی مانند «این دوستها در حد تو نیستند» یا «همهشان بیتربیتاند» معمولاً نتیجه خوبی ندارند.
نوجوان ممکن است انتقاد از دوستش را حمله به انتخاب و هویت خودش بداند.
او بهجای بررسی رفتار دوست، از رابطه دفاع میکند.
سخنرانیهای طولانی
نوجوان پس از چند دقیقه، بخش زیادی از سخنرانی را نمیشنود.
وقتی والد همه موضوعها را همزمان مطرح میکند، پیام اصلی گم میشود.
گفتوگوی کوتاه و مشخص معمولاً مؤثرتر است.
کوچک کردن احساسات
وقتی نوجوان درباره طرد شدن یا دعوا با دوستش حرف میزند، پاسخهایی مانند «اینها بچهبازی است» رابطه را میبندند.
مسئله شاید از دید بزرگسال کوچک باشد. احساسی که نوجوان تجربه میکند واقعی است.
تلاش برای کنترل کامل
خواندن مخفیانه همه پیامها، تعیین تمام دوستیها و منع گسترده رفتوآمد ممکن است در کوتاهمدت احساس کنترل ایجاد کند.
در بسیاری از موارد، نوجوان راههای پنهانتری برای ادامه رابطه پیدا میکند.
نظارت باید متناسب با سن، میزان خطر و سابقه رفتاری نوجوان باشد.
والدین چگونه نفوذ سالم خود را حفظ کنند؟
پیش از راهنمایی، گوش دهید
وقتی نوجوان مسئلهای را مطرح میکند، فوراً راهحل ندهید.
ابتدا بپرسید:
«میخواهی فقط گوش بدهم یا درباره راهحل هم صحبت کنیم؟»
این سؤال ساده به نوجوان احساس اختیار میدهد.
پزشکان اطفال نیز توصیه میکنند والد هنگام شنیدن نگرانی نوجوان، حالت هشدار و واکنش فوری را کنترل کند و فضای آرامی برای فکر کردن او بسازد.
دوستهای نوجوان را بشناسید
شناختن دوستان به معنای بازجویی درباره خانواده، نمره و گذشته آنها نیست.
فضایی بسازید که نوجوان بتواند دوستانش را به خانه دعوت کند.
نام آنها را یاد بگیرید. درباره علایقشان سؤال کنید و رفتاری محترمانه داشته باشید.
مشاهده رابطه نوجوان با دوستان در یک محیط طبیعی، اطلاعات بیشتری از سؤالهای مستقیم میدهد.
درباره رفتار حرف بزنید، نه شخصیت افراد
بهجای گفتن «دوستت آدم بدی است» رفتار مشخص را مطرح کنید:
«دیدم چند بار جلوی بقیه مسخرهات کرد. وقتی این اتفاق افتاد چه حسی داشتی؟»
یا:
«وقتی از تو خواست موضوع را از ما پنهان کنی، نگران شدم. فکر میکنی چرا این درخواست را داشت؟»
این شیوه نوجوان را به فکر کردن دعوت میکند.
حمله مستقیم معمولاً دفاع ایجاد میکند.
قوانین روشن و قابل توضیح داشته باشید
نوجوان همچنان به مرز نیاز دارد.
زمان برگشتن به خانه، استفاده از خودرو، مهمانی، مصرف مواد و انتشار اطلاعات خصوصی باید قواعد مشخصی داشته باشند.
قانونی که فقط با جمله «چون من میگویم» توضیح داده میشود، بیشتر به نبرد قدرت تبدیل میشود.
دلیل قانون را کوتاه بیان کنید.
پیامدها نیز باید از قبل معلوم و متناسب باشند.
ارتباط عاطفی و مرزبندی در برابر یکدیگر قرار ندارند. والد میتواند رابطهای گرم داشته باشد و همزمان درباره رفتارهای خطرناک محدودیت قاطع بگذارد. منابع آکادمی اطفال آمریکا نیز بر اهمیت پیوند عاطفی همراه با انتظارها و مرزهای روشن تأکید میکنند.
مقاومت در برابر فشار را تمرین کنید
صرفاً گفتن «نه بگو» کافی نیست.
موقعیت را با نوجوان تمرین کنید.
مثلاً دوستش میگوید:
«فقط یک بار امتحان کن.»
نوجوان چه پاسخی میتواند بدهد؟
- «نه، من نمیخوام.»
- «حالم باهاش بد میشه.»
- «من باید برم.»
- «بیخیال، یه کار دیگه کنیم.»
پاسخ لازم نیست طولانی یا قهرمانانه باشد.
گاهی نوجوان به یک بهانه ساده برای خروج نیاز دارد.
میتوانید یک پیام یا کلمه رمزی تعیین کنید. نوجوان در شرایط خطر آن را برای شما بفرستد و شما بدون بحث اولیه دنبالش بروید.
گفتوگوی اصلی میتواند بعداً و در فضای امن انجام شود.
انتخابهای سالم را برای نوجوان ممکن کنید
نوجوانی که تنها راه تعلق داشتنش یک گروه ناسالم است، برای جدا شدن از آن هزینه زیادی میپردازد.
ورزش، کلاس هنری، فعالیت داوطلبانه و گروههای آموزشی میتوانند فرصت آشنایی با همسالان متنوعتری ایجاد کنند.
هدف پر کردن تمام زمان نوجوان نیست.
او به محیطهایی نیاز دارد که بتواند براساس علاقه مشترک رابطه بسازد و تجربه موفقیت به دست آورد.
در زندگی روزمره حضور داشته باشید
نفوذ والد فقط در گفتوگوهای جدی ساخته نمیشود.
غذا خوردن، مسیر مدرسه، خرید، تماشای فیلم و کارهای معمولی فرصت رابطهاند.
اگر والد فقط هنگام مشکل وارد گفتوگو شود، حضور او با هشدار و سرزنش پیوند میخورد.
ارتباطهای کوتاه و منظم، زمینه صحبت درباره موضوعهای دشوار را میسازند.
آیا باید نوجوان را از یک دوست منع کنیم؟
پاسخ به میزان خطر بستگی دارد.
اگر اختلاف فقط درباره ظاهر، سبک خانواده یا نمرههای دوست نوجوان است، منع کامل معمولاً ضروری نیست.
والد باید مراقب باشد سلیقه شخصی خود را با خطر واقعی اشتباه نگیرد.
اگر رابطه با خشونت، مواد، سوءاستفاده جنسی، تهدید، جرم یا خطر جدی همراه است، مداخله مستقیم لازم میشود.
در چنین شرایطی میتوانید روشن بگویید:
«این تصمیم برای کنترل سلیقه تو نیست. من درباره امنیتت مسئولم و این رفتار خطر جدی دارد.»
همزمان راه ارتباط را باز نگه دارید.
نوجوانی که میترسد با گفتن حقیقت همه آزادیهایش را از دست بدهد، احتمال بیشتری دارد مسئله را مخفی کند.
در شرایط پیچیده، کمک گرفتن از روانشناس نوجوان میتواند به خانواده کمک کند میان حفظ امنیت و جلوگیری از قطع رابطه تعادل ایجاد کند.
چه زمانی باید از روانشناس کمک بگیریم؟
تأثیرپذیری از دوستان بهخودیخود اختلال روانی نیست.
مراجعه به روانشناس زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تغییرات رفتاری شدید شدهاند یا زندگی روزمره نوجوان را مختل کردهاند.
موارد زیر نیاز به بررسی حرفهای دارند:
- افت ماندگار تحصیلی
- اضطراب شدید درباره پذیرفته شدن
- ناتوانی در «نه» گفتن
- روابط تحقیرآمیز یا کنترلگر
- مصرف مواد
- فرار از خانه
- خشونت جدی
- رفتار جنسی ناایمن یا اجباری
- افسردگی و انزوای طولانی
- خودآزاری
- افکار خودکشی
در صورت صحبت نوجوان درباره خودکشی یا وجود خطر فوری، نباید او را تنها گذاشت. خانواده باید همان موقع از خدمات اورژانسی و تخصصی محل زندگی خود کمک بگیرد.
روانشناس فقط با نوجوان کار نمیکند.
گاهی بخشی از درمان به رابطه والد و فرزند مربوط است. خانواده یاد میگیرد چگونه بدون بازجویی اطلاعات بگیرد، مرز بگذارد و فضایی بسازد که نوجوان در زمان خطر به خانه برگردد.
نوجوان به دوست نیاز دارد و هنوز به والدین هم نیازمند است
نوجوان ممکن است بخش بیشتری از وقت خود را با دوستانش بگذراند.
ممکن است نظر آنها را درباره ظاهر، موسیقی و رفتار اجتماعی جدیتر بگیرد.
این تغییر لزوماً به معنای پایان اهمیت والدین نیست.
نوجوان هنوز به خانهای نیاز دارد که در آن تحقیر نشود، هنگام اشتباه بتواند حقیقت را بگوید و بداند بزرگسالی قابل اعتماد کنار اوست.
والد اثرگذار کسی نیست که تمام دوستیها را کنترل میکند.
او رابطهای میسازد که نوجوان حتی پس از یک تصمیم اشتباه بتواند به آن برگردد.
گاهی حرف دوست در لحظه شنیده میشود.
حرف والد ممکن است مدتها در ذهن نوجوان بماند و در زمان دیگری اثرش را نشان دهد.









