مردان برای تعمیر ماشین هزینه می‌کنند، برای حال خودشان چطور؟

بسیاری از مردان نشانه‌های فشار روانی را ماه‌ها تحمل می‌کنند و کمک گرفتن را به زمانی موکول می‌کنند که روابط، کار یا سلامت جسمی آن‌ها آسیب دیده است. افسردگی و اضطراب در مردان گاهی با خشم، کار زیاد، فاصله گرفتن از دیگران یا رفتارهای پرخطر دیده می‌شود. شناخت این نشانه‌ها و مراجعه به‌موقع به روانشناس می‌تواند جلوی عمیق‌تر شدن مشکل و هزینه‌های بعدی را بگیرد.
فهرست مطالب
کلینیک روانشناسی آفتاب در کنار شماست

در صورت نیاز به مشاوره و تراپی، همین الان با ما تماس بگیرید تا مناسب‌ترین رویکرد و متخصص را به شما معرفی کنیم!

صدای کوچکی از موتور ماشین می‌آید.

مرد صدا را چند روز زیر نظر می‌گیرد، از 2 نفر سؤال می‌پرسد، ماشین را به تعمیرگاه می‌برد و بابت تشخیص و تعمیر هزینه می‌کند. چون می‌داند یک ایراد کوچک ممکن است بعداً خرج بیشتری روی دستش بگذارد.

همان مرد ممکن است چند ماه با بی‌خوابی، عصبانیت، خستگی و بی‌حوصلگی زندگی کند.

شب‌ها خوابش نمی‌برد. از گفت‌وگو با همسرش فرار می‌کند. تمرکزش در محل کار پایین آمده و دیگر از چیزهایی که قبلاً دوست داشت لذت نمی‌برد.

با این حال، مراجعه به روانشناس عقب می‌افتد.

«خودم درستش می‌کنم.»

«یه مدت بگذره بهتر می‌شم.»

«الان وقت این کارها رو ندارم.»

این جمله‌ها گاهی ماه‌ها تکرار می‌شوند. فشار هم آرام‌آرام جمع می‌شود.

چرا رسیدگی به روان برای بعضی مردان دشوار است؟

بسیاری از پسرها از کودکی یک پیام مشخص دریافت می‌کنند: مرد باید خودش را کنترل کند.

گریه کردن، ترسیدن، کمک خواستن یا گفتن «از پسش برنمی‌آیم» ممکن است با تمسخر روبه‌رو شود. پسر کم‌کم یاد می‌گیرد ناراحتی‌اش را پنهان کند و ظاهرش را نگه دارد.

این آموزش همیشه مستقیم نیست.

گاهی پدر خانواده هیچ‌وقت از احساساتش حرف نمی‌زند. وقتی ناراحت است، ساکت می‌شود یا از خانه بیرون می‌رود. کودک همین رفتار را به‌عنوان شکل طبیعی مرد بودن ثبت می‌کند.

در مدرسه هم ممکن است پسر آسیب‌دیده با جمله‌هایی مثل «مرد که گریه نمی‌کنه» روبه‌رو شود.

پیام روشن است: درد را نشان نده.

سال‌ها بعد، همان پسر در بزرگسالی واژه‌ای برای توصیف حالش پیدا نمی‌کند. فقط می‌داند عصبانی است، حوصله کسی را ندارد یا می‌خواهد چند ساعت تنها بماند.

مردان همیشه با غم سراغ افسردگی نمی‌آیند

وقتی از افسردگی حرف می‌زنیم، معمولاً فردی غمگین، کم‌انرژی و گریان را به یاد می‌آوریم.

افسردگی در بعضی مردان شکل دیگری دارد.

مرد ممکن است زودرنج شود، بیشتر دعوا کند، ساعت‌های طولانی کار کند یا خودش را با بازی، رانندگی، مصرف الکل، مواد، سیگار یا رابطه جنسی مشغول نگه دارد.

شاید همچنان هر روز سر کار برود و وظایفش را انجام دهد. اطرافیان هم بگویند: «مشکلی نداره، فقط اخلاقش بد شده.»

پشت این تغییر رفتار ممکن است غم، احساس شکست، ترس یا درماندگی باشد.

خود مرد هم همیشه این ارتباط را نمی‌بیند. او برای کنترل خشم مراجعه می‌کند و در طول درمان متوجه می‌شود چند ماه است احساس بی‌ارزشی، تنهایی و ناامیدی را با خودش حمل می‌کند.

خشم گاهی زبان قابل قبول‌تری است

برای بسیاری از مردان، خشم از غم آشناتر است.

گفتن «عصبانی‌ام» ساده‌تر از گفتن «ترسیده‌ام» یا «احساس می‌کنم کافی نیستم» است. خشم حس قدرت می‌دهد و آسیب‌پذیری را پشت خودش نگه می‌دارد.

مردی که از دست دادن شغلش را تجربه کرده، ممکن است در خانه با کوچک‌ترین مسئله‌ای منفجر شود.

او شاید نتواند بگوید:

«می‌ترسم نتوانم از خانواده‌ام حمایت کنم.»

«احساس می‌کنم شکست خورده‌ام.»

«نمی‌دانم آینده چه می‌شود.»

این احساسات به شکل داد زدن، کناره‌گیری یا بی‌حوصلگی بیرون می‌آیند.

شناخت احساس زیر خشم یکی از کارهایی است که در روان‌درمانی انجام می‌شود. فرد کم‌کم یاد می‌گیرد پیش از انفجار، فشار درونش را تشخیص دهد و آن را واضح‌تر بیان کند.

کار زیاد همیشه نشانه حال خوب نیست

مردی که از صبح تا شب کار می‌کند، در نگاه دیگران مسئولیت‌پذیر به نظر می‌رسد.

گاهی کار تبدیل به پناهگاه می‌شود.

خانه برای فرد یادآور تعارض است. خلوت کردن او را با فکرهای ناخوشایند روبه‌رو می‌کند. پس برنامه‌اش را پر نگه می‌دارد تا فرصتی برای فکر کردن نداشته باشد.

جلسه پشت جلسه. اضافه‌کاری. تماس کاری در نیمه‌شب. لپ‌تاپ حتی در روز تعطیل.

مشغول بودن برای مدتی فشار را دور نگه می‌دارد. بدن و ذهن در نهایت خسته می‌شوند.

فرسودگی شغلی می‌تواند با بی‌خوابی، افت تمرکز، سردرد، مشکلات گوارشی، تحریک‌پذیری و بی‌میلی همراه شود. فرد ممکن است مدتی این نشانه‌ها را جدا از وضعیت روانی خودش ببیند.

بدن گاهی پیش از زبان، فشار را گزارش می‌کند.

«خودم باید حلش کنم»

استقلال برای بسیاری از مردان بخش مهمی از تصویر شخصی‌شان است.

درخواست کمک ممکن است در ذهن آن‌ها به معنای ناتوانی باشد. مراجعه به روانشناس هم گاهی به‌عنوان اعتراف به شکست دیده می‌شود.

ولی بیشتر مشکلات مهم زندگی با استفاده از کمک دیگران حل می‌شوند.

برای مشکل حقوقی سراغ وکیل می‌رویم. برای درد جسمی از پزشک کمک می‌گیریم. برای تعمیر وسیله‌ای که ساختارش را نمی‌شناسیم به متخصص مراجعه می‌کنیم.

روانشناس هم قرار نیست زندگی فرد را به‌جای او اداره کند.

کار درمانگر کمک به دیدن الگوهایی است که فرد به‌تنهایی به‌سختی متوجه آن‌ها می‌شود. همان الگوهایی که در روابط، تصمیم‌ها و واکنش‌ها بارها تکرار شده‌اند.

کمک گرفتن یعنی فرد مسئولیت حالش را جدی گرفته است.

بعضی مردان فقط در بحران مراجعه می‌کنند

بسیاری از مردان زمانی وارد جلسه درمان می‌شوند که زندگی از چند جهت به مشکل خورده است.

همسر تهدید کرده جدا می‌شود. خشم در محیط کار دردسر ساخته. حمله اضطرابی رخ داده یا مصرف مواد از کنترل بیرون رفته است.

فرد ممکن است سال‌ها نشانه‌های هشدار را دیده باشد.

خواب نامنظم، کاهش میل جنسی، دور شدن از دوستان، خستگی مداوم، ناتوانی در لذت بردن، دردهای جسمی بدون علت روشن و احساس پوچی از جمله این نشانه‌ها هستند.

مراجعه زودتر معمولاً فرصت بیشتری برای شناخت مسئله و پیشگیری از آسیب‌های بعدی ایجاد می‌کند.

وقتی بحران شدید شده، بخش زیادی از انرژی جلسه‌ها صرف کنترل وضعیت فوری می‌شود.

عقب انداختن کمک چه هزینه‌ای دارد؟

فشار روانی داخل ذهن باقی نمی‌ماند.

روی رابطه عاطفی، تربیت فرزند، کار، خواب و وضعیت جسمی اثر می‌گذارد.

مردی که مدت‌ها اضطراب را تحمل کرده، ممکن است در خانه کنترل‌گر شود. برای کاهش نگرانی، مدام رفتار همسر یا فرزندش را بررسی کند.

فردی که با احساس بی‌ارزشی زندگی می‌کند، شاید از صمیمیت فاصله بگیرد. چون می‌ترسد نزدیک شدن، ضعف‌هایش را آشکار کند.

کسی که خشمش را نمی‌شناسد، ممکن است رابطه‌ای چندساله را با چند انفجار آسیب بزند.

هزینه درمان فقط مبلغ جلسه نیست. باید هزینه ادامه دادن یک مشکل بدون رسیدگی را هم دید.

گاهی این هزینه با بی‌خوابی پرداخت می‌شود. گاهی با فاصله عاطفی، افت عملکرد یا سال‌هایی که با حال بد می‌گذرد.

روان‌درمانی چه کاری برای مردان انجام می‌دهد؟

بعضی مردان جلسه اول می‌پرسند: «خب دقیقاً قراره چه کار کنیم؟»

سؤال خوبی است.

روان‌درمانی گفت‌وگویی بی‌هدف درباره گذشته نیست. مسیر درمان بر اساس مسئله، شرایط فرد و رویکرد درمانگر شکل می‌گیرد.

درمان می‌تواند به فرد کمک کند:

  • احساساتش را دقیق‌تر شناسایی کند.
  • محرک‌های خشم و اضطرابش را بشناسد.
  • شیوه گفت‌وگو در رابطه را تغییر دهد.
  • با شکست، سوگ یا طرد شدن کنار بیاید.
  • الگوهای تکراری انتخاب و رفتار را ببیند.
  • برای فشارهای شغلی و خانوادگی راه‌های سالم‌تری پیدا کند.
  • رابطه‌اش با خودش را بررسی کند.
  • رفتارهای آسیب‌زا را پیش از شدت گرفتن متوقف کند.

بعضی تغییرها سریع دیده می‌شوند. برای نمونه، فرد پس از چند جلسه می‌تواند حمله اضطرابی را بهتر مدیریت کند.

بعضی بخش‌ها زمان بیشتری می‌خواهند. الگویی که طی 20 سال ساخته شده، در چند جلسه باز نمی‌شود.

آیا حرف زدن واقعاً مشکل را حل می‌کند؟

حرف زدن زمانی کمک می‌کند که جهت داشته باشد.

در جلسه درمان، روانشناس فقط شنونده نیست. سؤال می‌پرسد، تناقض‌ها را نشان می‌دهد، الگوها را بررسی می‌کند و به فرد کمک می‌کند واکنش‌های تازه‌ای را تمرین کند.

گاهی مراجع برای اولین بار می‌تواند جمله‌ای را کامل بیان کند که سال‌ها در ذهنش مانده است.

«از پدرم عصبانی‌ام.»

«از اینکه درآمدم کم شده خجالت می‌کشم.»

«می‌ترسم همسرم ترکم کند.»

گفتن این جمله‌ها همه‌چیز را فوری حل نمی‌کند. ولی مسئله از حالت مبهم خارج می‌شود.

چیزی که نام دارد، بهتر بررسی می‌شود.

مراجعه به روانشناس مخصوص بحران نیست

روان‌درمانی فقط برای زمانی نیست که فرد دیگر توان ادامه دادن ندارد.

مردی ممکن است شغل و زندگی خانوادگی نسبتاً باثباتی داشته باشد، ولی از شیوه زندگی‌اش راضی نباشد. مدام وارد روابط مشابه شود یا نداند چرا هیچ موفقیتی احساس رضایت ایجاد نمی‌کند.

بعضی افراد برای تصمیم‌گیری، شناخت خود، مدیریت تعارض یا تغییر یک عادت مراجعه می‌کنند.

رسیدگی به روان می‌تواند پیشگیرانه باشد.

همان‌طور که منتظر نمی‌مانیم موتور ماشین کاملاً از کار بیفتد، لازم نیست حال روانی هم تا مرز فروپاشی پیش برود.

چه زمانی بهتر است به روانشناس مراجعه کنیم؟

هر تغییر خلقی کوتاه‌مدتی نیاز به درمان ندارد.

گاهی چند روز بی‌حوصلگی یا نگرانی، واکنشی طبیعی به فشار زندگی است. مدت، شدت و اثر نشانه‌ها بر عملکرد اهمیت دارند.

مراجعه به روانشناس را جدی‌تر بررسی کنید اگر:

  • چند هفته است بیشتر روزها بی‌حوصله، مضطرب یا عصبانی هستید.
  • خواب یا اشتهای شما تغییر محسوسی کرده است.
  • تمرکزتان در کار یا تحصیل پایین آمده.
  • از خانواده و دوستان فاصله گرفته‌اید.
  • برای آرام شدن بیشتر به الکل، مواد، سیگار یا رفتارهای پرخطر پناه می‌برید.
  • رابطه عاطفی شما مدام درگیر دعوا یا سکوت طولانی است.
  • احساس می‌کنید هیچ‌چیز رضایت‌بخش نیست.
  • افکار ناامیدکننده یا احساس بی‌ارزشی دارید.
  • کنترل خشم دشوار شده است.
  • یک تجربه تلخ قدیمی همچنان روی زندگی امروزتان اثر می‌گذارد.

فکر آسیب زدن به خود یا دیگران نیاز به کمک فوری دارد. در چنین شرایطی باید با اورژانس، مراکز بحران یا یک متخصص سلامت روان تماس گرفت و فرد را تنها نگذاشت.

ترس از قضاوت روانشناس

بعضی مردان تصور می‌کنند در جلسه درمان باید از ضعیف‌ترین بخش‌های خودشان دفاع کنند.

نگران‌اند که روانشناس آن‌ها را قضاوت کند یا حرف‌هایشان را عجیب بداند.

درمانگر حرفه‌ای با طیف گسترده‌ای از تجربه‌های انسانی روبه‌رو شده است: خیانت، خشم، ترس، شرم، شکست، افکار ناخواسته و احساس پوچی.

وظیفه او صادر کردن حکم اخلاقی نیست. باید تجربه فرد را بررسی کند، خطرها را بسنجد و برای تغییر برنامه بسازد.

اعتماد هم معمولاً در یک جلسه کامل شکل نمی‌گیرد.

مراجع می‌تواند با سرعت خودش جلو برود و درباره نگرانی‌اش از قضاوت شدن حرف بزند. همین نگرانی گاهی موضوع مهمی برای درمان است.

انتخاب روانشناس مناسب

هر روانشناسی برای هر مسئله‌ای انتخاب مناسبی نیست.

پیش از شروع می‌توان درباره حوزه تخصص، رویکرد درمانی و تجربه درمانگر سؤال کرد.

برای نمونه، درمان اضطراب، مشکلات رابطه‌ای، اعتیاد یا تروما ممکن است به مهارت‌ها و روش‌های متفاوتی نیاز داشته باشد.

در جلسه‌های اول این موارد را بررسی کنید:

  • آیا می‌توانید بدون ترس حرف بزنید؟
  • آیا درمانگر حرف شما را دقیق می‌شنود؟
  • آیا هدف جلسات روشن است؟
  • آیا درباره روش درمان توضیح قابل فهمی دریافت می‌کنید؟
  • آیا مرزهای حرفه‌ای رعایت می‌شوند؟
  • آیا پس از چند جلسه تصویر روشن‌تری از مسئله دارید؟

راحتی کامل در همه جلسه‌ها انتظار دقیقی نیست. بعضی موضوعات ذاتاً ناراحت‌کننده‌اند.

احساس احترام و امنیت باید وجود داشته باشد.

اگر همسر، برادر یا دوست شما کمک نمی‌گیرد

فشار مستقیم معمولاً مقاومت را بیشتر می‌کند.

جمله‌هایی مثل «تو مشکل روانی داری» یا «باید بری خودتو درمان کنی» فرد را در موضع دفاعی قرار می‌دهند.

بهتر است درباره رفتار مشخص و اثری که روی زندگی گذاشته حرف بزنید.

برای نمونه:

«چند وقته خیلی کم می‌خوابی و زود عصبانی می‌شی. حس می‌کنم خودت هم از این وضعیت خسته شدی.»

یا:

«این چند ماه بیشتر از ما فاصله گرفتی. نگرانتم و فکر می‌کنم صحبت با یک روانشناس شاید کمکت کنه.»

پیشنهاد کمک عملی هم مفید است.

می‌توانید در پیدا کردن روانشناس، گرفتن وقت یا همراهی تا مرکز درمانی کمک کنید. تصمیم نهایی همچنان متعلق به خود فرد است، مگر زمانی که خطر فوری برای خودش یا دیگران وجود دارد.

مرد بودن با تحمل بی‌پایان سنجیده نمی‌شود

بعضی مردان سال‌ها فشار را تحمل می‌کنند و این تحمل را نشانه قدرت می‌دانند.

اما تحمل هم حد دارد.

آدم می‌تواند مدت زیادی با چراغ هشدار روشن رانندگی کند. این کار به معنی سالم بودن ماشین نیست.

خواب، تمرکز، رابطه و بدن نشانه‌هایی درباره وضعیت روانی می‌دهند. دیدن این نشانه‌ها و اقدام به‌موقع، تصمیمی مسئولانه است.

شاید شروع کار فقط یک جلسه باشد.

یک ساعت برای توضیح اینکه چه می‌گذرد، چه چیزی تغییر کرده و چرا روش‌های قبلی دیگر جواب نمی‌دهند.

همین قدم می‌تواند جلوی ماه‌ها فرسودگی و چند تصمیم عجولانه را بگیرد.

ماشین وقتی صدای تازه‌ای می‌دهد، توجه می‌گیرد.

حال شما هم سزاوار همین توجه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

برای رزرو نوبت فرم زیر را پر کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر و رزرو نوبت با ما تماس  بگیرید.