چرا مدام روانشناس‌مان را عوض می‌کنیم؟

بعضی افراد درمان را با امید زیادی شروع می‌کنند، اما پس از چند جلسه و با کم‌رنگ شدن احساس اولیه، به فکر تغییر روانشناس می‌افتند. این چرخه گاهی بارها تکرار می‌شود و هر درمان تازه، پس از مدتی به همان نقطه قبلی می‌رسد. شناخت دلیل این جابه‌جایی‌ها و بررسی رابطه درمانی می‌تواند به تصمیم دقیق‌تر برای ادامه درمان یا انتخاب روانشناس دیگری کمک کند.
فهرست مطالب
کلینیک روانشناسی آفتاب در کنار شماست

در صورت نیاز به مشاوره و تراپی، همین الان با ما تماس بگیرید تا مناسب‌ترین رویکرد و متخصص را به شما معرفی کنیم!

«این چهارمین روانشناسی است که می‌آیم. جلسه‌های اول حس خوبی دارم. بعد از مدتی می‌بینم باز همان مشکلات قبلی را دارم.»

این جمله برای یک روان‌درمانگر ناآشنا نیست.

فرد معمولاً خسته است و دنبال علامتی فوری می‌گردد که نشان دهد این بار انتخاب درستی کرده. چند جلسه می‌گذرد، آن علامت پیدا نمی‌شود و جست‌وجو دوباره آغاز می‌شود.

چرخه معمولاً شکل ثابتی دارد: شروع پرامید، چند جلسه سبک‌تر، رسیدن به یک نقطه دردناک، دلزدگی، قطع درمان و انتخاب روانشناس بعدی.

هر بار هم همان امید قبلی برمی‌گردد: «شاید این یکی بتواند بالاخره مشکل را حل کند.»

روانشناس تازه هنوز پرونده‌ای با شما ندارد

شروع درمان معمولاً حس خوشایندی دارد.

شما فرصت پیدا می‌کنید حرف‌هایی را که مدت‌ها در ذهن‌تان چرخیده‌اند، یک‌جا بیرون بریزید. درمانگر گوش می‌دهد، سؤال می‌پرسد و میان اتفاق‌هایی که برایتان آشفته و بی‌ربط به نظر می‌رسیدند، ارتباط پیدا می‌کند.

همین تجربه می‌تواند فشار روانی را کمی کم کند.

درمانگر تازه هنوز با مقاومت‌های شما روبه‌رو نشده است. درباره رفتارهای تکراری‌تان سؤال‌های ناراحت‌کننده نپرسیده و سهم شما را در بعضی از تعارض‌ها بررسی نکرده است.

این مرحله گاهی شبیه ماه عسل درمان است.

احساس شنیده شدن با پیشرفت درمانی اشتباه گرفته می‌شود. بعد که سبک شدن اولیه فروکش می‌کند، فرد تصور می‌کند روش درمانگر دیگر اثر ندارد.

انتظار معجزه از کجا می‌آید؟

بسیاری از مراجعان با ماه‌ها یا حتی سال‌ها اضطراب، افسردگی، خشم یا مشکلات رابطه‌ای وارد اتاق درمان می‌شوند. در همان حال، از خودشان انتظار دارند طی ۳ یا ۴ جلسه تغییر محسوسی ببینند.

این انتظار معمولاً از شدت فشار می‌آید. کسی که مدت‌ها درد کشیده، برای صبر کردن انرژی زیادی ندارد.

فضای مجازی هم کار را سخت‌تر کرده است. هر روز با جمله‌هایی مثل «ریشه اضطرابت را پیدا کن»، «طرحواره‌هایت را درمان کن» یا «در چند قدم عزت‌نفست را بساز» روبه‌رو می‌شویم.

ذهن کم‌کم درمان را شبیه پیدا کردن یک رمز مخفی می‌بیند. انگار روانشناس باید یک جمله دقیق بگوید و ناگهان همه‌چیز سر جای خودش قرار بگیرد.

روان‌درمانی از راه تمرین، تکرار و بررسی تجربه‌های واقعی جلو می‌رود. گاهی یک بینش تازه کمک می‌کند، ولی تبدیل آن بینش به رفتار تازه زمان می‌خواهد.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند انتظار مثبت از درمان با نتیجه بهتر ارتباط دارد. امید به درمان کمک می‌کند، ولی انتظار نتیجه فوری می‌تواند باعث شود تغییرات کوچک دیده نشوند و درمان زودتر قطع شود.

وقتی درمان از حرف زدن عبور می‌کند

چند جلسه اول ممکن است بیشتر صرف شرح حال، شناخت مشکل و آرام کردن وضعیت فعلی شود.

بعد درمانگر آرام‌آرام سراغ الگوها می‌رود.

چرا در هر رابطه‌ای پس از مدتی احساس خفگی می‌کنید؟ چرا هنگام انتقاد ناگهان ارتباط را قطع می‌کنید؟ چرا از آدم‌های در دسترس فاصله می‌گیرید و جذب کسانی می‌شوید که توجه ثابتی ندارند؟

اینجا درمان جدی‌تر می‌شود.

فرد گاهی احساس می‌کند روانشناس او را درک نمی‌کند. حتی ممکن است درمانگر در ذهنش سرد، قضاوت‌گر یا بی‌فایده به نظر برسد.

برای تصمیم‌گیری باید نوع این ناراحتی را بررسی کرد. شرمی که در اثر تحقیر درمانگر ایجاد می‌شود با اضطراب روبه‌رو شدن با یک الگوی قدیمی فرق دارد.

یکی زنگ خطر است. دیگری می‌تواند بخشی از فرایند درمان باشد.

رابطه درمانی چقدر اهمیت دارد؟

کیفیت رابطه میان مراجع و درمانگر با نتیجه روان‌درمانی ارتباط دارد. این رابطه شامل اعتماد، توافق درباره هدف و روشن بودن مسیر جلسات است.

رابطه درمانی خوب همیشه آرام و بدون اختلاف پیش نمی‌رود.

گاهی مراجع از حرف درمانگر ناراحت می‌شود. گاهی احساس می‌کند حرفش شنیده نشده یا درمانگر عجله کرده است. این فاصله در روان‌درمانی «گسست رابطه درمانی» نامیده می‌شود.

نحوه برخورد با این گسست اهمیت زیادی دارد.

پژوهش‌های مربوط به ترمیم رابطه درمانی نشان می‌دهند گفت‌وگوی مستقیم درباره دلخوری‌ها و سوءتفاهم‌ها می‌تواند با نتیجه بهتر درمان همراه باشد.

فردی که پس از اولین دلخوری درمان را ترک می‌کند، فرصت چنین تجربه‌ای را از دست می‌دهد. او دوباره وارد رابطه‌ای تازه می‌شود و همان الگو چند هفته یا چند ماه بعد برمی‌گردد.

چرا چرخه تغییر روانشناس تکرار می‌شود؟

شروع دوباره حس کنترل می‌دهد

ترک درمانگر فعلی و پیدا کردن فردی تازه، برای مدتی حس کنترل ایجاد می‌کند.

شما دیگر لازم نیست درباره جلسه سخت هفته قبل فکر کنید. می‌توانید داستان را از ابتدا تعریف کنید و از بخش‌هایی شروع کنید که خودتان انتخاب کرده‌اید.

این حس کنترل آرامش‌بخش است، ولی عمر کوتاهی دارد.

درمانگر تازه هنوز شما را به چالش نکشیده است

درمانگر در جلسه‌های اول اطلاعات جمع می‌کند. با شناخت بیشتر، سؤال‌های دقیق‌تری مطرح می‌شود.

بعضی از این سؤال‌ها تصویری را که سال‌ها از خودمان ساخته‌ایم، خراش می‌دهند.

فرد ممکن است از شنیدن سهم خودش در یک رابطه ناسالم عصبانی شود. ممکن است توضیح درمانگر درباره اضطراب را سطحی بداند، چون انتظار داشته یک علت عمیق و عجیب کشف شود.

رفتن به سراغ روانشناس بعدی، این فشار را موقتاً خاموش می‌کند.

گفت‌وگوی سخت حذف می‌شود

بعضی افراد در روابط روزمره هم دلخوری‌شان را بیان نمی‌کنند. فاصله می‌گیرند، جواب پیام‌ها را دیر می‌دهند و در نهایت رابطه را قطع می‌کنند.

همین شیوه وارد اتاق درمان می‌شود.

مراجع چند جلسه احساس نارضایتی دارد، ولی چیزی نمی‌گوید. بعد با یک پیام کوتاه جلسات را لغو می‌کند.

در چنین شرایطی، تغییر روانشناس می‌تواند بخشی از همان الگوی رابطه‌ای باشد که فرد برای درمانش مراجعه کرده است.

معیار پیشرفت مبهم مانده است

جمله «می‌خواهم حالم بهتر شود» برای شروع قابل فهم است، ولی برای سنجش درمان کافی نیست.

حال بهتر دقیقاً چه شکلی دارد؟

کاهش حملات اضطرابی از هفته‌ای ۵ بار به ۲ بار؟ توانایی رفتن به یک جلسه کاری بدون آماده‌سازی وسواس‌گونه؟ برگشتن به برنامه خواب؟ گفتن یک خواسته بدون عذرخواهی طولانی؟

وقتی هدف روشن نباشد، ذهن فقط احساس همان روز را اندازه می‌گیرد. یک هفته سخت می‌تواند چند ماه پیشرفت را از چشم فرد پنهان کند.

چه زمانی تغییر روانشناس تصمیم درستی است؟

ادامه دادن هر درمانی انتخاب سالمی نیست. گاهی تغییر درمانگر کاملاً ضروری است.

موارد زیر نیاز به بررسی جدی دارند:

  • درمانگر در زمینه مشکل شما دانش یا تجربه کافی ندارد.
  • مرزهای حرفه‌ای یا محرمانگی را رعایت نمی‌کند.
  • شما را تحقیر می‌کند یا باورهای شخصی خودش را به شما تحمیل می‌کند.
  • درباره هدف، روش و روند درمان توضیح روشنی نمی‌دهد.
  • پس از چند بار مطرح کردن نگرانی‌ها، همچنان آن‌ها را بی‌اهمیت می‌شمارد.
  • وابستگی شما را بیشتر می‌کند و برای حفظ جلسات فشار عاطفی یا مالی می‌آورد.
  • پس از یک دوره معقول، پیشرفتی دیده نمی‌شود و درمانگر حاضر به بازبینی روش کار نیست.

سازمان‌های تخصصی نیز پیشنهاد می‌کنند مراجع درباره تخصص درمانگر، روش درمان، هدف جلسات، مدت تقریبی کار و شیوه ارزیابی پیشرفت سؤال کند. در صورت باقی ماندن علائم پس از یک دوره معقول، مسیر درمان باید همراه درمانگر دوباره بررسی شود.

احساس امنیت، احترام و امکان گفت‌وگوی بدون ترس هم پایه رابطه درمانی است. راهنماهای بالینی بر ساختن رابطه‌ای قابل اعتماد، حمایت‌کننده و بدون قضاوت تأکید دارند.

قبل از قطع درمان، یک جلسه را به خود درمان اختصاص دهید

گاهی مفیدترین موضوع جلسه، رابطه شما با درمانگر است.

می‌توانید واضح بگویید:

«چند جلسه است احساس می‌کنم پیشرفتم مبهم شده. می‌خواهم بدانم هدف فعلی درمان چیست، با چه روشی جلو می‌رویم و قرار است تغییر را چطور بسنجیم. بخشی از من هم هر بار که جلسات سخت می‌شود، به عوض کردن روانشناس فکر می‌کند.»

پاسخ درمانگر اطلاعات زیادی به شما می‌دهد.

یک درمانگر حرفه‌ای درباره نگرانی شما کنجکاو می‌شود. سهم خودش را بررسی می‌کند، روش کار را توضیح می‌دهد و برای ادامه یا ارجاع به فردی دیگر با شما تصمیم می‌گیرد.

واکنش‌های دفاعی شدید، سرزنش، تهدید یا ایجاد احساس گناه نیاز به توجه جدی دارند.

ضعف رابطه درمانی با احتمال بیشتر قطع زودهنگام روان‌درمانی ارتباط دارد. مطرح کردن نارضایتی می‌تواند به روشن شدن تصمیم کمک کند.

پیشرفت در روان‌درمانی چه شکلی دارد؟

پیشرفت را در زندگی روزمره اندازه بگیرید.

ممکن است اضطراب هنوز سراغتان بیاید، ولی زمان برگشت شما به زندگی عادی از ۳ روز به ۳ ساعت رسیده باشد.

ممکن است همچنان از تعارض بترسید، ولی این بار به‌جای قطع رابطه توانسته باشید ۱۰ دقیقه درباره ناراحتی‌تان حرف بزنید.

شاید افکار وسواسی ادامه داشته باشند، اما دیگر تمام برنامه روزتان را کنترل نکنند.

این تغییرها کوچک به نظر می‌رسند. اثرشان در طول چند ماه جمع می‌شود.

ثبت منظم علائم و بررسی بازخورد مراجع می‌تواند به درمانگر و مراجع کمک کند زودتر متوجه توقف پیشرفت شوند. پژوهش‌های مربوط به پایش منظم نتیجه درمان، اثر مثبت محدودی بر کاهش علائم و جلوگیری از قطع درمان گزارش کرده‌اند.

برای سنجش روند، هر چند هفته یک‌بار این موارد را مرور کنید:

  1. شدت و تعداد علائم چقدر تغییر کرده است؟
  2. عملکرد من در کار، تحصیل یا روابط چه تغییری کرده؟
  3. در موقعیت‌های سخت چه واکنش تازه‌ای نشان داده‌ام؟
  4. کدام هدف درمانی هنوز مبهم یا دست‌نخورده مانده است؟
  5. چه کاری را بین جلسه‌ها تمرین کرده‌ام؟

نتیجه پایدار میان ۲ جلسه ساخته می‌شود

جلسه درمان اتاق تمرین است. زندگی روزمره محل استفاده از چیزهایی است که در آن اتاق یاد گرفته‌اید.

اگر تمام فعالیت درمان به همان ۵۰ دقیقه محدود بماند، تغییر معمولاً کند و شکننده می‌شود.

تمرین می‌تواند نوشتن افکار، مواجهه تدریجی با موقعیت ترسناک، تغییر شیوه گفت‌وگو با همسر یا ثبت زمان‌های شروع نشخوار ذهنی باشد.

گاهی تکلیف مشخصی وجود ندارد. همان مشاهده کردن رفتارها و آوردن مثال‌های دقیق به جلسه بعد، بخشی از کار است.

فردی که هر بار درمانگرش را عوض می‌کند، بخش زیادی از زمان را صرف تعریف دوباره گذشته می‌کند. فرصت کمتری برای تمرین، بازبینی و اصلاح الگوها باقی می‌ماند.

چطور این چرخه را متوقف کنیم؟

روانشناس را بر اساس مسئله‌تان انتخاب کنید

مدرک، حوزه تخصص، روش درمان و تجربه کار با مشکل شما را بررسی کنید.

محبوب بودن یک روانشناس در شبکه‌های اجتماعی اطلاعات کافی درباره تناسب او با نیاز شما نمی‌دهد.

هدف‌های قابل مشاهده تعیین کنید

به‌جای «می‌خواهم اعتمادبه‌نفسم بالا برود» بنویسید:

«می‌خواهم بتوانم در جلسه کاری نظر مخالفم را بدون لرزش صدا بیان کنم.»

هدف دقیق، پیشرفت را قابل دیدن می‌کند.

زمان بازبینی را از ابتدا مشخص کنید

در جلسه‌های اول بپرسید:

«چه زمانی روند درمان را با هم مرور می‌کنیم؟»

این سؤال جلوی قضاوت‌های لحظه‌ای را می‌گیرد. شما می‌دانید قرار است در یک نقطه مشخص، نتیجه و روش کار را بررسی کنید.

میل به ترک درمان را وارد جلسه کنید

میل شدید به لغو جلسات خودش اطلاعات بالینی دارد.

این میل ممکن است بعد از صحبت درباره شرم، خشم، وابستگی یا تجربه‌ای قدیمی ظاهر شود. زمان شروع آن را پیدا کنید و در جلسه درباره‌اش حرف بزنید.

درمان قبلی را با یک پایان روشن ببندید

در صورت تصمیم به تغییر، یک جلسه پایانی داشته باشید.

درباره دلیل رفتن، کارهای انجام‌شده، مسئله‌های باقی‌مانده و پیشنهاد درمانگر برای ادامه مسیر صحبت کنید. یک خلاصه درمان یا ارجاع مناسب می‌تواند جلوی شروع دوباره از نقطه صفر را بگیرد.

شاید موضوع جلسه بعدی، همین چرخه باشد

تغییر درمانگر گاهی انتخابی سنجیده است. تکرار چندباره این اتفاق، ارزش بررسی دارد.

شاید شما هر بار در نقطه مشخصی از درمان عقب می‌کشید. شاید هدف‌ها مبهم مانده‌اند. شاید درمانگرانی را انتخاب کرده‌اید که تخصص مناسبی برای مشکل شما نداشته‌اند.

پاسخ هر فرد فرق دارد.

اگر این چرخه برایتان آشناست، جلسه بعد را با همین جمله شروع کنید:

«من معمولاً وقتی درمان از مرحله آرامش اولیه عبور می‌کند، دنبال روانشناس دیگری می‌گردم. می‌خواهم این بار خودِ این الگو را بررسی کنم.»

همین گفت‌وگو می‌تواند بخشی از کاری باشد که مدت‌ها از آن دور مانده‌اید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

برای رزرو نوبت فرم زیر را پر کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر و رزرو نوبت با ما تماس  بگیرید.