چرا بعضی‌ها خودشان را در جمع مسخره می‌کنند؟

شوخی کردن با خود همیشه نشانه عزت‌نفس پایین نیست و گاهی می‌تواند بخشی از شوخ‌طبعی سالم و ایجاد صمیمیت در جمع باشد. اما وقتی فرد مرتب خودش را تحقیر می‌کند، این رفتار ممکن است راهی برای گرفتن تأیید، کاهش اضطراب اجتماعی یا پیش‌دستی در برابر قضاوت دیگران باشد. در این مقاله بررسی می‌کنیم مرز میان شوخی سالم و خودتحقیری کجاست و چرا بعضی افراد احساس می‌کنند برای پذیرفته شدن در جمع باید خودشان را کوچک کنند.
فهرست مطالب
کلینیک روانشناسی آفتاب در کنار شماست

در صورت نیاز به مشاوره و تراپی، همین الان با ما تماس بگیرید تا مناسب‌ترین رویکرد و متخصص را به شما معرفی کنیم!

«من که همیشه خراب می‌کنم.»

«قیافه منو نگاه کن، انگار سه شبه نخوابیدم!»

«از من توقعی نداشته باش، من کلاً خنگم.»

بعد همه می‌خندند.

خود فرد هم می‌خندد و چند دقیقه بعد موضوع عوض می‌شود.

شوخی کردن با خود، رفتار عجیبی نیست. خیلی از آدم‌ها گاهی اشتباهات، ظاهر یا ویژگی‌های خودشان را دستمایه شوخی قرار می‌دهند و اتفاقاً چنین شوخی‌هایی می‌توانند فضای جمع را صمیمی‌تر کنند.

اما گاهی این رفتار آن‌قدر تکرار می‌شود که فرد تقریباً در هر جمعی خودش را پایین می‌آورد تا دیگران بخندند.

اینجاست که می‌توان پرسید:

چرا بعضی افراد برای ایجاد ارتباط با دیگران، خودشان را سوژه می‌کنند؟

آیا شوخی با خود همیشه نشانه عزت‌نفس پایین است؟

خیر.

کسی که اعتمادبه‌نفس خوبی دارد هم می‌تواند به خودش بخندد.

در واقع توانایی دیدن اشتباهات خود با کمی طنز، گاهی نشانه انعطاف روانی است. فرد لازم نمی‌بیند همیشه بی‌نقص به نظر برسد و می‌تواند اشتباه کوچکی را بدون احساس شرمندگی شدید بپذیرد.

تفاوت مهم در این است که فرد چگونه و با چه شدتی خودش را هدف قرار می‌دهد.

یک نفر می‌گوید:

«من تو پیدا کردن آدرس تعطیلم!»

و می‌خندد.

فرد دیگری تقریباً در هر موقعیتی می‌گوید:

«من بی‌عرضه‌ام.»

«من جذاب نیستم.»

«منو هیچ‌کس آدم حسابم نمی‌کنه.»

هر دو ممکن است در ظاهر شوخی باشند، اما معنای روانی آن‌ها الزاماً یکسان نیست.

«قبل از اینکه شما بگویید، خودم می‌گویم»

یکی از دلایل خودتحقیری در جمع می‌تواند دفاع از خود در برابر قضاوت باشد.

فرض کنید فردی درباره وزن، ظاهر، لهجه، شغل یا توانایی اجتماعی خود احساس ناامنی دارد.

ممکن است با خودش، آگاهانه یا ناآگاهانه، چنین منطقی داشته باشد:

«اگر خودم اول درباره‌اش شوخی کنم، دیگران نمی‌توانند با آن مرا غافلگیر یا تحقیر کنند.»

در واقع فرد نقطه‌ضعفی را که تصور می‌کند دیگران خواهند دید، خودش زودتر مطرح می‌کند.

این رفتار نوعی تلاش برای کنترل موقعیت است.

اگر من خودم بگویم «خیلی بد لباس می‌پوشم»، شنیدن همین حرف از دیگری شاید کمتر دردناک باشد.

اما مشکل اینجاست که چنین دفاعی اگر دائمی شود، به‌تدریج می‌تواند تصویر منفی فرد از خودش را تقویت کند.

شوخی به‌عنوان راهی برای پذیرفته شدن در جمع

طنز یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباط اجتماعی است.

آدمی که دیگران را می‌خنداند معمولاً توجه می‌گیرد، جمع به حرفش گوش می‌دهد و حضورش به چشم می‌آید.

برای کسی که مطمئن نیست چگونه باید وارد جمع شود، شوخی با خود می‌تواند یک راه ساده باشد.

به‌خصوص اگر تجربه کرده باشد که هر بار خودش را مسخره می‌کند، بقیه می‌خندند.

مغز به‌سرعت این رابطه را یاد می‌گیرد:

خودم را سوژه می‌کنم، جمع می‌خندد، احساس پذیرفته شدن می‌کنم.

به مرور، این رفتار ممکن است به یکی از اصلی‌ترین راه‌های فرد برای گرفتن توجه تبدیل شود.

وقتی خنداندن دیگران تبدیل به یک نقش می‌شود

در بعضی خانواده‌ها یا گروه‌های دوستانه، افراد به‌تدریج نقش مشخصی پیدا می‌کنند.

یکی جدی است.

یکی آرام است.

یکی همیشه نصیحت می‌کند.

و یکی «بامزه جمع» است.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد احساس کند برای حفظ جایگاهش باید دائماً دیگران را بخنداند.

اگر راحت‌ترین سوژه خودش باشد، ممکن است مرتب درباره ظاهر، شکست‌ها، توانایی‌ها یا روابط خودش شوخی کند.

در ابتدا این رفتار سرگرم‌کننده است.

اما بعد از مدتی حتی ممکن است دیگران نیز یاد بگیرند همان نقاط را هدف قرار دهند.

چیزی که با شوخی خود فرد شروع شده، می‌تواند کم‌کم به الگویی تبدیل شود که جمع نیز او را در همان نقش نگه می‌دارد.

خنده دیگران چه چیزی به ما می‌دهد؟

گاهی پشت شوخی‌های خودتحقیرآمیز یک سؤال پنهان وجود دارد:

«آیا هنوز من را دوست دارید؟»

فرد مثلاً می‌گوید:

«من خیلی زشتم.»

ممکن است در ظاهر شوخی باشد، اما بخشی از او منتظر پاسخ است:

«نه بابا، اتفاقاً خیلی هم خوبی.»

یا می‌گوید:

«من واقعاً به درد هیچ کاری نمی‌خورم.»

و منتظر است کسی بگوید:

«این چه حرفیه؟ تو خیلی توانایی.»

در چنین شرایطی شوخی می‌تواند راهی غیرمستقیم برای گرفتن اطمینان و تأیید باشد.

مشکل اینجاست که اثر این تأیید معمولاً کوتاه است.

فرد امروز اطمینان می‌گیرد، اما فردا دوباره به همان تأیید نیاز پیدا می‌کند.

رابطه خودتحقیری با عزت‌نفس

گاهی شیوه شوخی ما نشان می‌دهد در گفت‌وگوی درونی خودمان چگونه با خود رفتار می‌کنیم.

اگر فرد دائماً خودش را «احمق»، «بی‌عرضه»، «زشت» یا «ناموفق» خطاب کند، ممکن است این واژه‌ها فقط برای خنداندن دیگران انتخاب نشده باشند.

شاید بخشی از باورهای واقعی او درباره خودش باشند.

نکته مهم این است که تکرار این جملات بی‌اثر نیست.

وقتی بارها خودمان را با صفات منفی معرفی می‌کنیم، این توصیف‌ها می‌توانند به بخشی از هویت ما تبدیل شوند.

ممکن است دیگران نیز ناخواسته همین تصویر را بپذیرند.

اضطراب اجتماعی و تلاش برای کنترل قضاوت دیگران

برای بعضی افراد، قرار گرفتن در جمع با نگرانی همراه است:

«نکنه حرف بدی بزنم؟»

«نکنه بقیه فکر کنند عجیبم؟»

«نکنه متوجه اضطرابم شوند؟»

شوخی کردن می‌تواند فشار این موقعیت را کاهش دهد.

اگر فرد خودش را مسخره کند و همه بخندند، برای چند لحظه می‌داند واکنش جمع چیست.

این قابل پیش‌بینی بودن، اضطراب را کمتر می‌کند.

اما اگر همیشه برای مدیریت اضطراب مجبور باشیم خودمان را پایین بیاوریم، احتمالاً مسئله اصلی همچنان باقی مانده است: ترس از اینکه دیگران ما را همان‌طور که هستیم نپذیرند.

مرز میان شوخی سالم و تحقیر کردن خود کجاست؟

شوخی سالم معمولاً موقعیتی است.

گاهی اتفاق می‌افتد و بعد تمام می‌شود.

فرد همچنان می‌تواند از توانایی‌های خودش حرف بزند، تعریف دیگران را بپذیرد و اشتباه را بخشی از زندگی بداند.

اما بهتر است خودتحقیری را جدی‌تر بگیریم اگر:

  • تقریباً در هر جمعی تکرار می‌شود
  • بیشتر شوخی‌ها درباره ضعف و بی‌ارزشی خود فرد است
  • فرد بعد از شوخی واقعاً ناراحت می‌شود
  • دیگران نیز شروع به تحقیر او کرده‌اند
  • تعریف دیگران را فوراً رد می‌کند
  • برای جلب توجه تقریباً همیشه خودش را کوچک می‌کند
  • جمله‌های شوخی‌شده شبیه باورهای عمیق منفی درباره خود هستند
  • پشت رفتار، اضطراب شدید از قضاوت دیگران وجود دارد

در این شرایط بهتر است فقط به ظاهر بامزه رفتار نگاه نکنیم.

اگر عادت داریم خودمان را مسخره کنیم چه کار کنیم؟

اولین قدم حذف کامل شوخی نیست.

بلکه بهتر است متوجه شویم چه زمانی و چرا از این نوع شوخی استفاده می‌کنیم.

بعد از هر بار خودتحقیری می‌توانیم از خودمان بپرسیم:

«واقعاً این حرف را باور دارم؟»

«می‌خواستم جمع بخندد یا می‌خواستم کسی خلافش را به من بگوید؟»

«اگر دوستم همین جمله را درباره خودش می‌گفت، با او موافقت می‌کردم؟»

یک تمرین دیگر این است که نوع شوخی را تغییر دهیم.

می‌توانیم درباره یک اتفاق بامزه شوخی کنیم بدون اینکه شخصیت خودمان را تخریب کنیم.

بین این دو جمله تفاوت زیادی وجود دارد:

«چه اشتباه مسخره‌ای کردم!»

و

«من واقعاً احمقم.»

اولی درباره یک رفتار است.

دومی درباره هویت ما.

وقتی دوستمان خودش را تحقیر می‌کند، چه کنیم؟

لازم نیست هر بار فوراً بگوییم:

«نه، اصلاً این‌طور نیست!»

گاهی بهتر است الگو را آرام نشان دهیم.

مثلاً بگوییم:

«متوجه شدی خیلی وقت‌ها خودت رو سوژه شوخی می‌کنی؟»

یا:

«این رو واقعاً درباره خودت فکر می‌کنی یا فقط شوخی بود؟»

چنین سؤالی می‌تواند به فرد فرصت بدهد پشت شوخی خودش را ببیند.

لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن خودمان را کوچک کنیم

توانایی خندیدن به خود می‌تواند ویژگی جذابی باشد.

قرار نیست همه شوخی‌های خودمان را تحلیل کنیم یا هر طنزی را نشانه یک مسئله روان‌شناختی بدانیم.

اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان خندیدن به یک اشتباه و تبدیل کردن خودمان به هدف دائمی خنده.

اگر همیشه برای اینکه دیگران ما را بپذیرند مجبور باشیم خودمان را کوچک کنیم، شاید ارزش داشته باشد از خودمان بپرسیم:

«چرا احساس می‌کنم برای دوست‌داشتنی بودن باید چیزی از ارزش خودم کم کنم؟»

شوخ‌طبعی سالم می‌تواند ما را به دیگران نزدیک کند.

اما صمیمیت واقعی جایی شکل می‌گیرد که بتوانیم بدون تحقیر خودمان هم در جمع حضور داشته باشیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت اطلاعات بیشتر و رزرو نوبت با ما تماس  بگیرید.