عواقب ناتوانی در تصمیم گیری

عواقب ناتوانی در تصمیم گیری

decidophobia

 

عدم توانایی در تصمیم گیری و مردد بودن زمانی بد می شود که خیلی طول بکشد. چه مدت زمانی بیش از حد طولانی است؟ این بستگی به شرایط دارد. اگر صبر کنید، فرصت مهمی را از دست خواهید داد؟ آیا ممکن است چیزی را که واقعاً می خواهید از دست بدهید؟ آیا هر چه بیشتر روی آن تمرکز کنید، تصمیم گیری سخت تر می شود؟ بله، عدم توانایی در تصمیم گیری عواقب و پیامد های ناخوشایندی دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود.

1- اضطراب شدید
این اعمال اجتنابی برای از بین بردن احساسات ناخوشایند تکرار می شوند. افراد وابسته از قرار گرفتن در معرض هراس دارند. آنها خجالتی می شوند و از هر نوع رویارویی متنفر می شوند. آنها به معنای واقعی کلمه در یک پوسته زندگی می کنند. آنها ملاقات و اختلاط با دیگران را دوست ندارند و در مجموع دارای ضعف هایی در نمایش عمومی هستند. آهسته آهسته چنین افرادی با طفره رفتن از هرگونه ابتکار از شکست جلوگیری می کنند.
آنها تعاملات خود را به حدی محدود می کنند که از هرگونه تعاملی که نیاز به مهارت تصمیم گیری درست دارند فرار می کنند. وقتی تنها هستند یا وقتی به تنهایی فکر می کنند احساس اضطراب یا پریشانی می کنند. این افراد ضعیف اغلب انتظار بدترین ها را دارند. آنها احساس نمی کنند که قادر به زندگی بدون دیگران نیستند. ترس شدید از تصمیم گیری یک نوع فوبی خاص است که در طبقه بندی اختلالات اضطرابی در DSM-V قرار می گیرد. فردی که از آن رنج می برد، زمانی که مجبور به تصمیم گیری شود، اضطراب شدیدی را تجربه خواهد کرد.

2- شخصیت وابسته
ناتوانی در تصمیم گیری یا ترس شدید از آن موجب می شود که فرد از این فوبیای خاص رنج ببر. گاهی ممکن است به دلیل تصمیمات خود از اشتباه کردن یا به مشکل خوردن بترسد. افراد ضعیف وقتی اتفاقات بدی می افتد خود را مسئول می دانند. زیرا آنها به خود اعتماد ندارند، به خود احترام نمی گذارند، در نتیجه به خاطر اشتباهات خود احساس گناه می کنند. حتی اگر نتیجه‌گیری غیرمنطقی باشد، آن‌ها همه اشتباهات، رویدادها و شرایط را سرزنش می‌کنند.
آنها این کار را به این دلیل انجام می دهند که نسبت به برآورده کردن انتظارات دیگران احساس مسئولیت می کنند. در وابستگی، فرد وابسته انتظارات شخص دیگر را به عنوان انتظارات خود می پذیرد. بنابراین هنگامی که فرد وابسته شکست می خورد، نه تنها انتظارات شخص دیگر بلکه انتظارات خود را نیز برآورده نمی کند. هر شکست، قضاوت مخرب فرد وابسته را در مورد خود تقویت می کند.

3- سایر عواقب ناتوانی در تصمیم گیری
تنها فکر کردن به تصمیم گیری نیز می تواند باعث اضطراب شود. اگر مسئولیت تصمیم گیری بر عهده او گذاشته شود، حتی ممکن است حملات پانیک تمام عیار را تجربه کند.بنابراین، فرد از موقعیتی که نیاز به تصمیم گیری دارد اجتناب می کند.
ناتوانی تصمیم گیری گاهی اوقات می تواند به طور پیش فرض تبدیل به تصمیم شود. اگر تصمیم نگیرید، قدرت انتخاب خود را رها می کنید. ممکن است شخص دیگری برای شغل مورد نظر شما استخدام شود یا خریدار دیگری به خانه رویایی شما نقل مکان کند. والدین یا سرپرستان آنها ممکن است به جای آنها تصمیماتی بگیرند که ممکن است برای آینده آنها نامطلوب باشد.
فردی که از Decidophobia رنج می برد همچنین می تواند در آینده به وسواس فکری عملی OCD مبتلا شود زیرا این اجتناب می تواند به اجبار تبدیل شود.
اضطراب و اجتناب بر عملکرد اجتماعی و شغلی فرد تأثیر می گذارد.به عنوان مثال، یک نفر نمی تواند تصمیم بگیرد یا انتخاب کند، بگذارید بگوید چه موضوعاتی را دوست دارد مطالعه کند.
فردی که توانایی تصمیم گیری سریع را ندارد که در یک شغل مورد نیاز است. بنابراین، زندگی حرفه ای آنها ممکن است آسیب ببیند. همچنین فرد قادر نخواهد بود برای شریک زندگی خود یا راهی که می خواهد زندگی کند تصمیم بگیرد.
ممکن است در نهایت با کسی زندگی کنند که نمی خواهند. همه این موارد نشان می دهد که چگونه Decidophobia بر زندگی فرد تأثیر منفی می گذارد. در این رابطه مطالعه مقاله نقش احساسات در تصمیم گیری پیشنهاد می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.