سوگ چیست؟

سوگ چیست؟

mourning

 

سوگواری تجربه اندوهناکی است که پس از مرگ فردی مهم برای شما رخ می دهد. در حالی که این بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی است – چیزی که تقریباً همه ما در مقطعی از آن عبور می کنیم – از دست دادن کسی که دوستش دارید می تواند یکی از دردناک ترین تجربیاتی باشد که باید تحمل کنید.خواه دوست صمیمی، همسر، شریک زندگی، والدین، فرزند یا سایر اقوام باشد، مرگ یکی از عزیزان ممکن است طاقت فرسا باشد. ممکن است امواجی از احساسات شدید و بسیار دشوار را تجربه کنید، تجربه سوگ بر احساسات (غمگینی، خشم، احساس گناه، اضطراب، تنهایی، خستگی، شوک) جسم( احساس خالی بودن معده، سفتی عضلات سینه، حساسیت زیاد به صدا، تنگی نفس، ضعف عضلات،خشکی دهان و ضعف عمومی) افکار(ناباوری، سردرگمی، اشتغال ذهنی، خیال پردازی) و رفتار(اختلال خواب، خورد و خوراک، گوشه گیری اجتماعی، رویادیدن، فعالیت،گریه کردن) تأثیر می گذارد.

درک غم از دست دادن یک عزیز:

شدت احساسات شما اغلب به شرایط مرگ عزیزتان، مدت زمانی که برای پیش‌بینی از دست دادن او صرف کرده‌اید، رابطه‌تان با آن‌ها و تجربیات قبلی‌تان از سوگ بستگی دارد. البته، همانطور که هیچ دو رابطه ای یکسان نیستند، هیچ دو ضرری نیز هرگز یکسان نیستند.

به طور خلاصه، هرچه آن شخص در زندگی شما اهمیت بیشتری داشته باشد و احساسات بیشتری نسبت به او داشته باشید – صرف نظر از رابطه او با شما – احتمال از دست دادن او تأثیر بیشتری خواهد داشت.

از دست دادن همسر یا شریک زندگی:

علاوه بر تأثیر عاطفی غم و اندوه، هنگامی که همسر یا شریک عاشقانه خود را از دست می دهید، اغلب باید با استرس ملاحظات عملی مانند ترتیبات مراسم خاکسپاری و مسائل مالی نیز مقابله کنید. همچنین ممکن است مجبور شوید مرگ همسرتان را برای فرزندانتان توضیح دهید و راهی برای آرامش آنها بیابید و همزمان با درد دل خود نیز دست و پنجه نرم کنید.

از دست دادن یک شریک عاشقانه همچنین به معنای غم از دست دادن سبک زندگی روزمره، از دست دادن یک تاریخ مشترک و از دست دادن آینده ای است که با هم برنامه ریزی کرده اید. ممکن است احساس تنهایی، ناامیدی و نگرانی در مورد آینده کنید. شما حتی ممکن است احساس گناه کنید که به نحوی نتوانسته اید از شریک زندگی خود محافظت کنید، یا از دست محبوب خود به خاطر ترک شما عصبانی باشید.

از دست دادن پدر و مادر:

برای کودکان کوچکتر، از دست دادن مادر یا پدر می تواند یکی از آسیب زاترین اتفاقاتی باشد که در دوران کودکی می تواند رخ دهد. مرگ فردی که به او تکیه کردید، شخصی که شما را بی قید و شرط دوست داشت، می تواند پایه های شما را متزلزل کند و خلأ بزرگ و ترسناکی را در دنیای شما بر جای بگذارد. همچنین برای کودکان خردسال معمول است که خود را به خاطر مرگ والدین سرزنش کنند و درد غم و اندوه را طولانی تر کنند.

حتی به عنوان یک کودک بالغ، از دست دادن والدین می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. احساس گم شدن و بازگشت ناگهانی همه آن ناامنی های قدیمی دوران کودکی آسان است. اگر والدینتان زندگی طولانی و پرباری داشته باشند، ممکن است کمی آرامش به دست آورید، اما مرگ آنها نیز می‌تواند باعث شود که به فانی بودن خود فکر کنید. اگر هر دو والدین خود را از دست داده اید، ناگهان بخشی از نسل بزرگتر هستید، نسلی بدون پدر و مادر، و همچنین مانده اید که جوانی خود را نیز غمگین کنید. و اگر رابطه شما با والدینتان آسان نبود، مرگ آنها می تواند شما را با احساسات متناقض دست و پنجه نرم کند.

از دست دادن یک بچه:

از دست دادن یک کودک همیشه ویرانگر است. شما نه تنها شخصی که همراهتان بوده است را از دست می دهید، بلکه سال های وعده، امیدها و رویاهایی را که در پیش رو دارید نیز از دست می دهید. غم و اندوه می تواند شدیدتر باشد، روند سوگ سخت تر باشد، و تروما حادتر باشد.

به عنوان والدین، شما در قبال سلامت و امنیت فرزندتان احساس مسئولیت می کنید، بنابراین احساس گناه اغلب می تواند طاقت فرسا باشد. چه فرزندتان را در یک سقط جنین از دست بدهید، چه در دوران شیرخوارگی، یا بعد از اینکه او بزرگ شد و خانه را ترک کرد، از دست دادن یک کودک بی عدالتی بیشتری را به همراه دارد. برای والدینی که بیشتر از فرزندشان زنده بمانند، غیرطبیعی به نظر می رسد، و یافتن معنی و کنار آمدن با مرگ آنها بسیار دشوارتر می شود.

از دست دادن فرزند همچنین می تواند روابط شما با همسر یا شریک زندگی تان را تحت فشار قرار دهد و تربیت فرزندان بازمانده را از نظر عاطفی چالش برانگیز کند.

از دست دادن یک دوست:

دوستی های نزدیک شادی، تفاهم و همراهی را وارد زندگی ما می کند. در واقع، آنها برای سلامتی و رفاه ما حیاتی هستند، بنابراین جای تعجب نیست که بتوانیم از دست دادن آنها را به شدت احساس کنیم.

با این حال، هنگامی که یک دوست صمیمی می میرد، به راحتی احساس می کنید در حاشیه قرار گرفته اید، نزدیکی رابطه شما به اندازه یک عضو خانواده یا شریک عاشقانه اهمیت ندارد. این می تواند منجر به چیزی شود که به آن غم و اندوه از دست رفته می گویند، جایی که از دست دادن شما بی ارزش می شود یا احساس می کنید به خاطر احساس فقدان بسیار عمیق مورد قضاوت یا انگ قرار می گیرید.

غم از دست دادن تو:

رابطه شما با فرد فوت شده هر چه باشد، مهم است که به یاد داشته باشید که همه ما به روش های مختلف غمگین هستیم. هیچ راه واحدی برای واکنش وجود ندارد. وقتی فردی مهم در زندگی خود را از دست می دهید، بد نیست احساس کنید که چه احساسی دارید. برخی از مردم درد خود را با گریه بیان می کنند، برخی دیگر هرگز اشک نمی ریزند – اما این بدان معنا نیست که آنها از دست دادن را کمتر احساس می کنند.

خودتان را قضاوت نکنید، فکر نکنید که باید به گونه ای متفاوت رفتار کنید، یا سعی نکنید یک جدول زمانی را به غم خود تحمیل کنید. سوگواری برای مرگ کسی زمان می برد. برای برخی افراد، این زمان با هفته ها یا ماه ها اندازه گیری می شود، برای برخی دیگر با سال ها اندازه گیری می شود.

به خودتان اجازه دهید احساس کنید. روند سوگواری می تواند احساسات شدید و غیرمنتظره زیادی را برانگیزد. اما اگر آن را نادیده بگیرید، درد غم شما سریعتر از بین نمی رود. در واقع، تلاش برای انجام این کار ممکن است در دراز مدت اوضاع را بدتر کند. برای اینکه در نهایت راهی برای کنار آمدن با از دست دادن خود پیدا کنید، باید فعالانه با درد روبرو شوید. همانطور که ارل گرولمن، مشاور و نویسنده سوگ گفت: “تنها درمان غم و اندوه، اندوه است.”

اندوه همیشه مراحلی را طی نمی کند. ممکن است درباره توالی سوگ خوانده باشید – معمولاً ضربه،انکار،نشانه های هیجانی،روانی و جسمانی ، چانه زنی، افسردگی، احساس گناه ،عصبانیت ،آرمانی ساختن ،واقعگرایی، پذیرش،سازگاری مجدد و رشد شخصی. اگر فردی قادر به تطبیق با مراحل سوگ نباشد، احتمالاً در گردابی از ناامیدی و یأس گرفتار می شود.او دستخوش ناراحتی عصبی می شود و عمیقاً ناامید می گردد .

سطح حمایتی که در اطراف خود دارید، شخصیت شما، و سطح سلامتی و رفاه شما، همگی می توانند در تأثیر غم و اندوه پس از سوگ شما نقش داشته باشند. اما مهم نیست که در حال حاضر چقدر درد دارید، مهم است که بدانید راه‌های سالمی برای کنار آمدن با ناراحتی و کنار آمدن با غم خود وجود دارد. در حالی که زندگی ممکن است دیگر هرگز مثل قبل نباشد، با گذشت زمان و طی مراحل زیر می توانید غم خود را کاهش دهید، با امید و خوش بینی به آینده نگاه کنید و در نهایت با زندگی خود به جلو بروید.

پذیرش واقعیت فقدان:

باید این واقعیت را پذیرفت که فقدان واقعی است و نمی توان وضعیت را به حالت گذشته برگرداند. با پیش بینی و تجسم آرامش و رهایی که در نهایت پس از سپری کردن مراحل سوگواری برایتان حاصل خواهد شد انجام این کار را آسان تر کنید در هنگام انجام این راهکار از دوکار اجتناب کنید اول اینکه با کمتر جلوه دادن و انکار اهمیت فقدان، از تجربه سوگ فرار نکنید دوم زمانی را معین کنید که بتوانید به طور کامل تمام موضوع ها و خواسته هایی را که امید کاذب شما مبنی بر بازگشت فرد از دست رفته را تقویت می کنند، کنار بگذارید.

تجربه کردن ناراحتی و سوگ:

برای یادآوری های دردناک آماده شوید. بعضی روزها ممکن است درد سوگ شما قابل کنترل تر از روزهای دیگر به نظر برسد. سپس یادآوری مانند یک عکس، یک قطعه موسیقی یا یک خاطره ساده می تواند موجی از احساسات دردناک را دوباره به راه بیندازد. در حالی که نمی‌توانید از قبل برای چنین یادآوری‌هایی برنامه‌ریزی کنید، می‌توانید برای تعطیلات، سالگرد یا تولدی که ممکن است اندوه شما را دوباره شعله‌ور کند، آماده باشید. قبل از موعد با سایر دوستان و خانواده صحبت کنید و در مورد بهترین راه ها برای علامت گذاری چنین مناسبتی توافق کنید.

سازگاری با زندگی تازه:

زندگی از فصل هایی تشکیل شده است و ما هرگز نمی دانیم که پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر، چه موقع خواهد بود.این واقعیت را قبول کنید که زندگی چالشی است که مستلزم یادگیری مهارت های جدید و سازگاری با تجارب تازه است.

ادامه زندگی(برگشت به زندگی):

ادامه دادن به این معنا نیست که عزیزتان را فراموش کنید. یافتن راهی برای ادامه زندگی به این معنا نیست که درد شما پایان می یابد یا عزیزتان فراموش می شود. بسیاری از ما ضررهای خود را در طول زندگی با خود حمل می کنیم. آنها بخشی از آنچه ما هستیم می شوند. تحمل درد به تدریج باید آسان تر شود، اما خاطرات و عشقی که به آن شخص داشتید همیشه باقی می ماند.

به دنبال حمایت باشید:

وقتی کسی را که دوستش دارید از دست می دهید، طبیعی است که بخواهید ارتباط خود را با دیگران قطع کنید و در پوسته خود عقب نشینی کنید. اما این زمان برای تنها بودن نیست. حتی زمانی که نمی‌توانید در مورد از دست دادن خود صحبت کنید، صرفاً بودن در کنار سایر افرادی که به شما اهمیت می‌دهند می‌تواند باعث آرامش شود و به کاهش بار سوگ کمک کند.تماس با کسانی که به شما اهمیت می دهند نیز می تواند اولین قدم مهم در مسیر بهبودی باشد. در حالی که برخی از دوستان و اقوام ممکن است از غم و اندوه شما ناراحت باشند، بسیاری دیگر مشتاق حمایت خواهند بود. حتی نزدیک‌ترین افراد به شما می‌توانند برای دانستن اینکه چگونه در زمان سوگواری چگونه کمک کنند، دچار مشکل شوند، بنابراین در گفتن آنچه نیاز دارید به دیگران دریغ نکنید – چه کمک در ترتیبات تشییع جنازه یا صرفاً برای صحبت کردن. اگر احساس نمی‌کنید کسی را ندارید که بتوانید در این زمان سخت به او کمک کنید، به دنبال گسترش شبکه اجتماعی خود و ایجاد دوستی‌های جدید باشید.

آرامش را از دین خود بگیرید:

اگر مذهبی هستید، مراسم خاص عزاداری مذهبی شما می تواند آرامش شما را فراهم کند و شما را با دیگران برای شریک شدن در غم خود همراه کند. شرکت در مراسم مذهبی، خواندن متون معنوی، دعا، مراقبه یا صحبت با یک روحانی نیز می‌تواند آرامش زیادی به شما بدهد و به شما کمک کند تا از مرگ عزیزتان معنا پیدا کنید.

روی کسانی تمرکز کنید که “شنوندگان خوبی” هستند:

 هنگامی که در غم از دست دادن یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده هستید، مهمترین چیز این است که احساس کنید توسط کسانی که به آنها اعتماد دارید شنیده می شوند. اما احساسات خام غم و اندوه شما می تواند برخی افراد را بسیار ناراحت کند. این ناراحتی می تواند باعث شود که آنها از شما دوری کنند، چیزهای بی فکر یا آزاردهنده ای بگویند یا وقتی در مورد از دست دادن خود صحبت می کنید صبر خود را از دست بدهند. با این حال از اعمال آنها به عنوان دلیلی برای انزوا استفاده نکنید. به کسانی روی آورید که بهتر می توانند گوش دهند و آرامش را فراهم کنند.

به یک گروه حمایت از سوگ بپیوندید:

حتی زمانی که از نزدیک‌ترین افراد حمایت می‌شوید، ممکن است خانواده و دوستان همیشه بهترین راه‌های کمک را ندانند. در میان گذاشتن غم و اندوه خود با دیگرانی که فقدان های مشابهی را تجربه کرده اند می تواند به شما کمک کند کمتر در درد خود احساس تنهایی کنید. با گوش دادن به دیگران که داستان‌هایشان را به اشتراک می‌گذارند، می‌توانید نکات ارزشمندی برای مقابله به دست آورید. برای پیدا کردن یک گروه با بیمارستان‌ها، مراکز مشاوره اطراف تماس بگیرید

با یک مشاور صحبت کنید:

اگر در تقلا برای پذیرش از دست دادن خود هستید یا غم و اندوه شما بسیار زیاد است، و یا اگر

احساس کنید زندگی ارزش زیستن ندارد.

کاش با عزیزت مرده بودی

خود را به خاطر از دست دادن یا عدم جلوگیری از آن سرزنش کنید.

برای بیش از چند هفته احساس بی حسی و قطع ارتباط کنید.

از زمان از دست دادن خود در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارید.

قادر به انجام فعالیت های عادی روزانه خود نیستند.

محاصره کردن خود با دوستان، خانواده و دیگرانی که به شما آرامش می دهند، در پی از دست دادن مهم است. با این حال، برخی از جنبه های غم و اندوه و درمان وجود دارد که ممکن است با یک مشاور حرفه ای به بهترین شکل بررسی شود. یک مشاور حرفه ای دیدگاه ها و بینش جدیدی را برای افرادی که احساس می کنند گم شده، گیج شده اند، یا از مشکلات روانی مانند افسردگی یا پس از فقدان پس از دست دادن رنج می برند، ارائه می دهد. همچنین ممکن است بتواند راهنمایی هایی را برای یافتن راه های سالم برای کنار آمدن با افکار، احساسات یا سایر مشکلاتی که در نتیجه از دست دادن شما آزاردهنده هستند، ارائه دهد.

چگونه به افراد داغدیده کمک کنید:

اگر فردی که برای شما اهمیت دارد، عزیزی را از دست داده، می‌توانید به او در طول دوره داغداری کمک کنید.

  • خود را در غمشان شریک بدانید- به آنها اجازه دهید و حتی تشویق‌شان کنید تا درباره‌ی احساساتشان صحبت کنند و یا خاطراتی که با آن فرد فوت شده داشتند را برایتان تعریف کنند.
  • به آنها آرامش بیخود و اشتباه ندهید- اگر به فرد عزاداری بگویید: «صلاح بوده که این اتفاق بیفته» یا «به مرور زمان فراموش می‌کنی و باهاش کنار میای»؛ این جملات در واقع هیچ کمکی به آنها نمی‌کند. در عوض می‌توانید غم خود را ابراز کنید و به حرف‌هایشان با صبوری گوش دهید.
  • به آنها در انجام کارها کمک کنید- نگهداری از بچه، آشپزی و انجام کارها و مسئولیت‌ها، همه و همه از جمله کارهایی است که می‌توانید برای کمک به فرد عزادار انجام دهید.
  • صبور باشید- به‌یاد داشته باشید که به‌زندگی طبیعی برگشتن افرادی که از غمی بزرگ رنج می‌برند، ممکن است به زمان زیادی نیاز داشته باشد.
  • در صورت لزوم، آنها را تشویق کنید تا کمک حرفه‌ای بگیرند- اگر می‌بینید فرد داغدیده درد زیادی را تحمل می‌کند، از توصیه او به گرفتن کمک حرفه‌ای و دیدن مشاوره، دریغ نکنید.
  • به افراد اجازه بدهید در صورت امکان جنازه عزیزانشان را ببینند.
  • فرصت سوگواری و گریه و زاری برای داغداران را فراهم کنید.
  • سعی کنید افراد مصیبت دیده را دور هم جمع کنید تا با هم عزاداری کنند.
  • به فرد اجازه و فرصت صحبت کردن بدهید، اما در صورت تمایل نداشتن، او را مستقیم وادار به صحبت نکنید.
  • از سکوت نترسید، اما به تدریج و آرام سعی کنید به بهانه‌های مختلف به افراد ساکت نزدیک شوید، ابراز حمایت و کمک کنید یا از آنها در کار‌ها کمک بخواهید.
  • بازماندگان (به ویژه در حوادث) بیشتر نیاز دارند داستان فاجعه را بار‌ها و بار‌ها بازگو کنند. شما می‌توانید با سؤالات به‌جا و روش‌های مناسب گوش دادن، مثل توجه کردن، نگاه کردن و تکرار جملات، این فرایند و تخلیه هیجانی آنها را ادامه دهید.
  • از قول دادن و وعده‌های بی‌جا به‌شدت پرهیز کنید. بهترین جمله می‌تواند این باشد: «درست است که اوضاع مثل سابق نخواهد شد، اما مثل الآن هم نمی‌ماند.»
  • داغدیدگان ممکن است احساسات و واکنش‌های مختلف و گاه عجیبی نشان دهند. همه این احساسات و واکنش‌ها را بپذیرید و واکنش منفی نشان ندهید.
  • سعی کنید از وابسته شدن فرد به خودتان جلوگیری کنید.
  • شرکت در مراسم مذهبی و دعا در حفظ سلامت روانی حادثه‌دیدگان نقش به‌سزایی دارد.

کمک کردن به کودکان عزادار:

کودکانی که غم بزرگی را تجربه می‌کنند، ممکن است به‌طرز متفاوتی از بزرگترها عزاداری کنند. مرگ یکی از والدین می‌تواند به‌خصوص برای کودکان کوچک دشوار باشد و بر حس امنیت آنها تاثیر بگذارد. اغلب این کودکان درباره تغییراتی که در اطرافشان شکل می‌گیرد گیج می‌شوند. به‌خصوص وقتی که بزرگترها برای آسیب ندیدن کودکان، حقیقت را از آنها مخفی می‌کنند و نمی‌گذارند شاهد صحنه‌های عزاداری باشد.

فهم محدود و عدم توانایی جهت بیان احساسات، بچه‌های خیلی کوچک را در یک وضعیت نامناسب خاصی می‌گذارد. بچه‌های کوچک ممکن است به عادت‌های بد قدیم خود برگردند (مانند خیس کردن خود در رختخواب)، درباره فرد فوت شده با بی‌احساسی سوالاتی بپرسند، بازی‌هایی درباره مردن انجام دهند و یا وانمود کنند که مرگ هرگز اتفاق نمی‌افتد.

کنار آمدن با یک بچه‌ی عزادار، غم و خستگی والدی که خود عزادار است را دوچندان می‌کند. فوران خشم و سرزنش کردن کودک، تنها اضطراب او را ریشه‌دارتر می‌کند و بهبود او را به تاخیر می‌اندازد. در عوض می‌بایست با بچه‌ها صادقانه صحبت کنید، برای آنها وقت کافی بگذارید و درباره مرگ و کسی که فوت شده با او حرف بزنید. به آنها کمک کنید تا با این بحران کنار بیایند و بیاد داشته باشید که کودکان همیشه برای رفتارهای خود، اطرافیانشان را الگو قرار می‌دهند. تصور نکنید که کودکان متوجه مرگ نیستند و در عین حال تلاش نکنید تا حواس کودک را از مرگ نزدیکانش و سوگ عزیزان پرت کنید.  افراد خانواده و به‌خصوص کودکان را تا حد امکان از همدیگر جدا نکنید. شرایط و فرصتی برای بازی کردن و سرگرم شدن کودکان فراهم کنید. به احساسات غم کودک توجه کنید و آن را جدی بگیرید. با او گفتگو کنید و شرایطی فراهم آورید تا او از احساسات و دلتنگی‌های خود برای شما بگوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.