خودمتمایز سازی با توجه به نظریه بوون

خودمتمایز سازی با توجه به نظریه بوون

self

 

خودمتمایز سازی با توجه به نظریه بوون

خود متمایز سازی سنگ بنای نظریه بوون است. به نظر بوون میزان خود متمایز سازی در هر فرد بیانگر میزان توانایی  او برای تمیز فرایند عقلی از فرآیند احساسی (عاطفی) است که وی تجربه می کند؛ یعنی درجه ی توانایی فرد برای اجتناب از تبعیت خودکار رفتار از احساسات . به نظر بوون، کمال مطلوب آن نیست که فردی سرد و بی روح، شدیداً عینی گرا، یا بی احساس باشیم، بلکه قرار است متعادل بوده و به یک تعریف یا هویت شخصی دست یابیم، به شرط آنکه عواطف خود انگیخته را از دست ندهیم. بوون معتقد بود لازم نیست ابراز عواطف را سرکوب کنیم ولی نگران بود که افراد تحت تاثیر احساساتی باشند که از آن درک درستی ندارند. هدف اصلی خود متمایز سازی توازن میان احساسات و شناخت است. تمایزیافتگی از نظر بوون یک فرآینداست؛ در حکم مسیر زندگی است نه یک حالت وجودی یا بودن.

ویژگی هایی افراد از نظر سطح خودمتمایز سازی

اشخاصی که تمایز یافتگی بالایی دارند هم قادر به تجربه احساسات قوی  و ناگهانی هستند و هم  قادر به خودداری و اقدام بر خلاف تکانه های هیجانی هستند. وقتی میان اندیشه و احساس فردی تمایز وجود نداشته باشد، در ساختار بین خود شخص و دیگران هم تمایز وجود ندارد. مردم واکنش‌های احساسی خود (هم احساسات منفی و هم احساسات مثبت) را جهت توصیف برای اعضای خانواده، علم، فرهنگ و مذهب مجزا نمی کنند،  زیرا کمتر قادر به تفکر صحیح و درست هستند. این افراد که هویت مستقل کمی دارند،  در مقابل تمایل به همجوشی با دیگران دارند، و از شنیدن نظر مخالف خود می‌ترسند و سعی می‌کنند همیشه نظری موافق داشته باشند. افرادی که تمایزیافتگی بالایی دارند قادرند به مسائل فکر کنند و در مورد باورهای شان تصمیم بگیرند و سپس به باورها عمل کنند. این تمایز یافتگی قابلیت برقراری ارتباط نزدیک با دیگران را بدون آنکه واکنشی نشان دهند ایجاد می کند. افرادی که تمایز یافته ترند تمایل دارند که بدون خفه کردن احساس یا تجربه ی ترس ناتوان کننده از رها شدن، استقلال بیشتری در روابط خود داشته باشند.

افراد تمایز نیافته راحت‌تر هیجان زده می شوند. زندگی آنها تحت تاثیر واکنش نشان دادن به اطرافیان است و آنها را از نظر عاطفی منفعل یعنی  «غیر مسئولانه نسبت به خود و یا بیش از حد مسئول نسبت به دیگران» می کند. شخص تمایز یافته قادر است میان فکر کردن و احساس کردن توازن برقرار کند مستعد هیجان و خود انگیختگی قوی اما همچنین دارای خویشتن داری است که از توانایی مقاومت در مقابل کشش تکان های هیجانی ناشی می شود. در مقابل افراد تمایز نیافته معمولاً به طور شتابزده با فرمانبرداری یا نافرمانی نسبت به سایر افراد واکنش نشان می دهند. آنها حفظ خودمختاری خود را مشکل می یابند به ویژه در مورد موضوعات اضطرابی، وقتی از آنها می پرسید به چه چیز فکر می کنند، در واقع چیزی را که احساس می کنند، بیان می کنند. وقتی از آنها بپرسیم چه اعتقادی دارند، آنچه را که شنیده اند بازگو می کنند. آنها با هر چیزی که بگوییم موافق اند یا بر سر همه چیز بحث می کنند، در مقابل افراد تمایز یافته قادرند در برابر موضوعات موضع بگیرند، چون قادرند راجع به چیز ها فکر کنند و مشخص کنند به چه چیزی اعتقاد دارند و بر اساس باورهای شان عمل کنند

کسانی که از نظر تمایزیافتگی در سطح متوسط هستند درجات نسبی همجوشی یا تمایز را نشان می دهند. به نظربوون، سطح تمایز هرکس بیانگر سطح استقلال عاطفی حمایت از خانواده و نیز اشخاص بیرون از گروه خانواده است. کسانی که میزان تمایزیافتگی متوسط و بالاتر دارند بدون ترس از همجوشی و بدون ترس از دست دادن هویت در این رابطه با دیگران تعامل دارند. هرچه تمایزیافتگی کمتر می شود انعطاف پذیری نیز کاهش می یابد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.