باید همیشه در همه مسائل با هم توافق داشته باشیم

باید همیشه در همه مسائل با هم توافق داشته باشیم

توافق

یکی از اساسی ترین خطاهای شناختی زنان و مردان است مخصوصاً زنان و مردان جوان که به تازگی زندگی مشترک شان را شروع کرده و یا قصد شروع یک زندگی را دارند این افراد تصور می کنند درک متقابل به معنای نداشتن اختلاف نظر و سلیقه است و زندگی زمانی خوب و ایده آل است که هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشته و علایق و سلایق مشترک داشته و سریع به تصمیم گیری مشترک که دو طرف راضی باشند برسند . طبیعی است افرادی که اینگونه فکر می کنند قادر نخواهند بود زندگی مشترک تشکیل دهند زیرا هیچ گاه دو فرد نمی توانند در تمامی زمینه ها هم سلیقه باشند و در صورتی که تشکیل خانواده دهند بروز هر مشکل پایه های زندگی شان را به لرزه درآورده و روزهای سختی را خواهند گذراند. قرار نیست زوجین بر سر هرمسئله ای با هم توافق داشته باشند و عدم توافق نیز به معنای دوست داشتن یکدیگر نیست آنچه زوجین نیاز دارند احترام به عقاید و سلایق یکدیگر است و عدم تخریب عقاید و سلایق طرف مقابل و پذیرش آن . زمانی می توان زندگی با پایه های محکم داشت که مردان و زنان بیاموزند با وجود تفاوتهایشان به یک نقطه مشترک که آسیبی برای هیچ کدامشان ندارد برسند.
❖ همسرم همیشه باید افکار و نیازهای و احساساس های مرا درک کند
این جمله به کرات در کلینیک های روانشناسی شنیده می شود ” خودش باید بداند من چه احساسی دارم ” ” چطور متوجه نشد من ناراحت شدم ” و……. برخی زوجین تصور می کنند شریک زندگی شان باید همه چیز را در مورد خواسته ها و علایق شان بداند و اگر نداند بدین معناست که بی توجهی کرده و عشق و علاقه ای در کار نیست فارغ از اینکه زنان و مردان نیاز دارند برای رشد صمیمت در جهت شناخت یکدیگر تلاش کنند و این شناخت به یکباره بوجود نمی آید و مستلزم زمان و روابط سازگارانه و سعی در جهت آگاهی یافتن به نیازها و خواسته های یکدیگر است . طبیعی است که همسر شما نمی تواند پیش بینی کند در ذهن شما چه می گذرد و شما چه خواسته ای دارید و شما هستید که باید به وی آگاهی لازم را بدهید و در مورد اخلاق ها ، سلایق و خصوصیات تان در برهه های مختلف زندگی به وی اطلاعات کافی را بدهید .
❖ اگر عاشق من است نباید هیچگاه با من مخالفت کند
متاسفانه برخی زنان و مردان جوان تصور می کنند مخالفت همسر با افکار و عقاید شان به معنای نداشتن عشق واقعی و مخالفت با آنهاست در صورتیکه مخالفت شریک زندگی با برخی عقاید و سلایق است نه با خود شخص . آنچه در اکثر روابط دیده می شود زمانی که اختلاف نظر بین زوجین رخ میدهد آنها به شخصیت یکدیگر توهین کرده و با تحقیر کردن شخصیت طرف مقابل از عقاید خودشان دفاع می کنند اگر زوجین به این آگاهی برسند که اختلاف نظرشان ربطی به شخصیت درونی و عشق شان ندارد و فقط باید در مورد اختلاف دیدگاهها صحبت کنند دیگر به ماهیت درونی یکدیگر توهین نکرده و تنشی در روابط شان نخواهند داشت . آنچه باید مد نظر قرار گیرد اختلاف نظر و سلایق و خشمگین شدن زوجین از همدیگر هیچ کدام ارتباطی با میزان عشق و علاقه آنها نسبت به یکدیگر ندارد و در صورت رعایت حدود و مرزها می توان با این تفاوتها سازگار شد .
❖ باید همه جا با من باشد
برخی زوجین جوان تصور می کنند ازدواج به معنای جدا نشدن از یکدیگر است و بعد از شروع زندگی مشترک باید همه جا با هم باشند رفتن به میهمانی های خانوادگی گرفته تا دوستانه و یا خرید و …….. طبیعی است هر فردی دنیای خصوصی خودش را دارد و تمایل دارد پس از ازدواج نیز به حریم خصوصی اش احترام گذاشته شود . به عنوان مثال برخی مردان تمایل زیادی به میهمانی های پی در پی ندارند و یا زنان و مردانی که ترجیح می دهند کمتر در گشت و گذارها شرکت کنند و زمان خود را صرف امور مورد علاقه شان کنند و این به معنای تنها گذاشتن و دوست نداشتن شریک زندگی نیست و زوجین باید بیاموزند با تفاوت هایشان کنار آمده و به صورت هوشمندانه راهکارهایی را برای همراهی و ایجاد فضایی راحت برای شریک زندگی فراهم آورند . زندگی مشترک به معنای چسبیده به هم زندگی کردن نیست درست است که باید زوجین همدیگر را حمایت و همراهی کنند گاهی این همراهی فقط جنبه عاطفی و فکری پیدا می کند .

💢 درمان خطاهای شناختی
همچنین می توانید در این مسیر برخی مواقع با افراد مورد اعتماد هم مشورت کنید. از بین بردن خطاهای شناختی شامل دو مرحله است که عبارتند از:
• شناسایی خطاهای شناختی
در اولین قدم باید خطاهای شناختی را در خود شناسایی کنید اما این کار به همین سادگی ها نیست و به صرف زمان و دقت زیادی نیاز دارید. این افکار معمولا برای خود فرد شناخته شده نیستند یا با وجود نقض با فرضیات و… برخی همچنان به خطاهای شناختی خود وفادار می مانند. جهت شناسایی خطاهای شناختی به احساسات خود توجه کنید و در زمان هایی که فکر کردید غمگین، مضطرب یا ناراضی هستید کمی تامل کرده و سعی کنید فکری که قبل از این احساسات داشتید را به یاد بیاورید و به دلایل پدید آمدن این حس ها توجه کنید.
• به چالش کشیدن خطاهای شناختی
پس از شناسایی نوبت به چالش کشیدن و مقابله با خطاهای شناختی است که بدین منظور می توانید سوالاتی مانند موارد زیر را مطرح کنید:
«آیا دلیل منطقی برای درست بودن این فکر وجود دارد؟»
«واکنش من نسبت به این طرز تفکر در دیگران چیست؟!»
«در صورت درست بودن این افکار نتایج آن ها نیز به همین اندازه بد هستند و واقعا نمی توانم کاری انجام دهم؟»
«این طرز تفکر چه مزایا و معایبی دارد؟»
خطاهای شناختی قابل اصلاح هستند اما با توجه به شدت آنها ممکن است به تنهایی از پس این کار برنیاید و نیاز به یک مشاور یا روانشناس داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.