همه ما داستانهایی از آدمهای خسیس شنیدهایم؛ کسانی که اسکناس را طوری در مشت میفشارند که رنگ از رخسارش میپرد! اما داستان غمانگیزتر زمانی شروع میشود که متوجه میشویم این «مشتِ بسته»، فقط پول را حبس نکرده است.
بسیاری از مراجعین کلینیک ما، وقتی از همسر خسیس خود شکایت میکنند، جملهای تکاندهنده میگویند: «او فقط پولش را دریغ نمیکند؛ او محبت، کلام خوش و حتی لبخندش را هم از من و بچهها دریغ میکند.»
خساست، اغلب یک ویژگی محدود به مسائل مالی نیست؛ بلکه یک «سبک شخصیتی» است. سبکی که در آن فرد، جهان را جایی ناامن و منابع را محدود میبیند و تصور میکند برای بقا، باید همهچیز را «احتکار» کند؛ حتی احساساتش را. در این مقاله میخواهیم به عمق روانشناسی خساست سفر کنیم و ببینیم چرا خساست مالی و عاطفی، دو روی یک سکه هستند.
روانشناسی یک دستِ مشت شده: ترس از «تهی شدن»
چرا یک نفر خسیس میشود؟ برخلاف تصور عموم، خساست همیشه به خاطر «فقر» در کودکی نیست. ریشه اصلی خساست، اضطراب است.
فرد خسیس (که در روانشناسی گاهی نشانههای اختلال شخصیت وسواسی-جبری یا OCPD را دارد)، عمیقاً باور دارد که منابع جهان محدود است.
در ناخودآگاه او، یک ترس بنیادین وجود دارد: «اگر بدهم، تمام میشود و من بیپناه میمانم.»
این ترس، فقط شامل حساب بانکی نمیشود. او میترسد اگر زیاد محبت کند، اگر زیاد بخندد، یا اگر زیاد تعریف کند، اقتدار یا انرژی روانیاش «تمام شود». او محبت را مثل کوپنهای جیرهبندی شده میبیند که باید برای روز مبادا (که هرگز نمیرسد) ذخیره شوند.
وقتی «دوستت دارم» گرانترین جمله دنیا میشود (خساست عاطفی)
خساست عاطفی (Emotional Stinginess)، دردناکترین بخش زندگی با یک فرد خسیس است. شما ممکن است بتوانید با نخریدن لباس نو کنار بیایید، اما با «گرسنگی عاطفی» چطور؟
نشانههای خساست عاطفی چیست؟
۱. دریغ کردن کلام: آنها به سختی از شما تعریف میکنند. گویی اگر بگویند «چه لباس زیبایی»، چیزی از وجودشان کنده میشود.
۲. حساب و کتاب در محبت: محبت آنها بی قید و شرط نیست. آنها عشق را معامله میکنند: «اگر تو فلان کار را نکردی، پس من هم با تو حرف نمیزنم.»
۳. پرهیز از لمس و نوازش: آغوش و نوازش برای آنها نوعی «ولخرجی» انرژی محسوب میشود.
۴. شادیهای کنترل شده: آنها به ندرت از ته دل میخندند. آنها حتی هیجانات خود را هم پسانداز میکنند!
مرز باریک بین «مدیریت مالی» و «شکنجه روانی»
بسیاری از افراد خسیس، رفتار خود را با کلماتی مثل «آیندهنگری»، «قناعت» یا «مدیریت اقتصادی» توجیه میکنند. اما تفاوت بزرگی بین صرفهجویی و خساست وجود دارد:
- فرد صرفهجو: از پول به عنوان ابزاری برای رفاه استفاده میکند. او ممکن است لباس مارکدار نخرد تا بتواند پولش را برای یک سفر خوب یا خرید خانه پسانداز کند. او از خرج کردن برای «کیفیت زندگی» و «لذتهای معقول» احساس گناه نمیکند.
- فرد خسیس: پول برای او ابزار نیست، بلکه هدف است. جمع کردن پول به او احساس امنیت میدهد، نه خرج کردن آن. او حتی وقتی پول خرج میکند تا نیازی ضروری (مثل درمان دندان) را برطرف کند، دچار درد جسمانی و تنش روانی میشود. در خساست، کیفیت زندگی فدای کمیت حساب بانکی میشود.
زندگی در قحطی: با همسر خسیس چه کنیم؟
تغییر دادن فرد خسیس بسیار دشوار است، زیرا او رفتار خود را منطقی و رفتار شما را «ولخرجی» میداند. اما چند راهکار برای حفظ سلامت روان خودتان وجود دارد:
۱. استقلال مالی: تا حد امکان سعی کنید منبع درآمد جداگانه داشته باشید. وابستگی مالی کامل به فرد خسیس، به او قدرت کنترل مطلق میدهد.
۲. تفکیک نیازها: بپذیرید که او نمیتواند نیاز عاطفی شما را به طور کامل برطرف کند. سعی کنید شبکه حمایتی خود (دوستان، خانواده، مشاور) را تقویت کنید تا از نظر عاطفی پژمرده نشوید.
۳. درمان تخصصی: اگر خساست او ریشه در وسواس یا اضطراب شدید داشته باشد، بدون مداخلات درمانی (دارویی یا رواندرمانی)، تغییر چشمگیری رخ نخواهد داد.
نتیجهگیری: سخاوت، نشانه سلامت روان است
آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرا، معتقد بود که افراد «خودشکوفا» و سالم، افرادی بخشنده هستند. سلامت روان یعنی داشتنِ حسِ فراوانی (Abundance Mentality). یعنی باور داشته باشیم که عشق، لبخند و مهربانی، چشمهای جوشان است که با خرج کردن تمام نمیشود، بلکه زلالتر میشود.
کسی که همه چیز را از پول تا لبخند دریغ میکند، ثروتمند نیست؛ او فقیرترین نگهبانِ گنجهای خودش است.
اگر در رابطهای هستید که در آن هم جیبتان خالی است و هم قلبتان سرد شده، شاید زمان آن رسیده که در اتاق درمان، ریشههای این الگو را بررسی کنید.









