چرا بچه‌ها به بعضی چیزها دل می‌بندند؟ از عروسک کودکی تا حس امنیت در بزرگسالی

دلبستگی به اشیاء محبوب مانند عروسک یا پتو، نه یک عادت بد، بلکه تلاشی هوشمندانه از سوی روان برای کسب امنیت در دنیایی ناامن است که در علم روان‌شناسی به آن «شیء انتقالی» می‌گویند. داستان «پانچ»، بچه میمونی که به جای مادرش به یک عروسک پناه برد، به شکلی ملموس نشان می‌دهد که نیاز به آغوش و آرامش عاطفی، از نیاز به غذا هم حیاتی‌تر است. این نیاز زیستی از دوران کودکی آغاز شده و در بزرگسالی به شکل دلبستگی به یادگاری‌ها و نمادهای امن تداوم می‌یابد تا به ما در مدیریت استرس کمک کند.
از عروسک کودکی تا حس امنیت در بزرگسالی
فهرست مطالب
کلینیک روانشناسی آفتاب در کنار شماست

در صورت نیاز به مشاوره و تراپی، همین الان با ما تماس بگیرید تا مناسب‌ترین رویکرد و متخصص را به شما معرفی کنیم!

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که در گوشه‌ای از کمد یا انباری، یک عروسک قدیمی، یک پتوی کهنه یا حتی یک تکه پارچه داشته باشید که دلتان نمی‌آید دورش بیندازید. وقتی به آن نگاه می‌کنید، انگار تکه‌ای از وجودتان در آن سنجاق شده است. شاید هم در میان اطرافیانتان کودکی را دیده باشید که اگر عروسکِ پشمالویِ کثیف و قدیمی‌اش نباشد، نه غذا می‌خورد، نه می‌خوابد و نه حتی حاضر است یک قدم از خانه بیرون بگذارد.

اما چرا؟ چه رازی در این اشیاء بی‌جان نهفته است که آن‌ها را از یک تکه پولیش و پنبه، به یک «پناهگاه» تبدیل می‌کند؟ بیایید با هم سفری کنیم از دنیای کودکان تا قفس یک میمون کوچک در ژاپن، تا بفهمیم در لایه‌های عمیق ذهن ما چه می‌گذرد.

داستان «پانچ»؛ وقتی آغوش، از نان شب واجب‌تر می‌شود

این روزها در فضای مجازی، ویدئوی کوتاهی از یک بچه‌میمون به نام «پانچ» در یکی از باغ‌وحش‌های ژاپن دست به دست می‌شود که دل هر بیننده‌ای را می‌لرزاند. داستان از این قرار است که مادرِ پانچ، او را بلافاصله بعد از تولد رها کرد. تصور کنید؛ موجودی به این کوچکی، در دنیایی به این بزرگی، تنها و بی‌دفاع مانده بود. او نه راهی برای گرم کردن خودش داشت و نه آغوشی که در آن پناه بگیرد.

مراقب‌های مهربان باغ‌وحش چاره‌ای هوشمندانه و انسانی پیدا کردند؛ آن‌ها یک عروسک بزرگ، نرم و پشمالو به او دادند که پانچ نامش را گذاشت «اوران‌مامان». دیدنِ پانچ که با تمام وجود به این عروسک چسبیده، سرش را روی شکم نرم آن می‌گذارد، با آن می‌خوابد و انگار در آغوش آن تمام دردهای عالم را فراموش می‌کند، فقط یک صحنه «بامزه» یا «کیوت» نیست؛ این یک درس بزرگ و تکان‌دهنده در علم روان‌شناسی است.

پانچ به ما نشان داد که نیاز به «امنیت» و «لمس شدن»، گاهی حتی از نیاز به غذا هم حیاتی‌تر است. او در دنیای کوچکش، تمامِ جای خالیِ مادرش را در آن عروسک پیدا کرده است. او به ما یادآوری کرد که هیچ موجود زنده‌ای نمی‌تواند بدونِ حسِ «تعلق» دوام بیاورد.

شیء انتقالی؛ پلی میان آغوش مادر و دنیای ناشناخته بیرون

در روان‌شناسی کودک، به این عروسک‌ها، پتوها یا اشیائی که بچه‌ها به شدت به آن‌ها وابسته می‌شوند، می‌گوییم: «شیء انتقالی» (Transitional Object). این اصطلاح را اولین بار دانلد وینیکات، روان‌کاو معروف، به کار برد.

ماجرا از این قرار است: وقتی نوزاد هستیم، فکر می‌کنیم ما و مادرمان یکی هستیم. اما کم‌کم که بزرگتر می‌شویم، می‌فهمیم که «من» از «مادر» جداست. این درکِ جدایی، ترسناک‌ترین لحظه‌ی زندگی یک کودک است. دنیای بیرون خیلی بزرگ، شلوغ و گاهی غیرقابل پیش‌بینی است. وقتی مادر برای لحظاتی اتاق را ترک می‌کند یا وقتی شب فرا می‌رسد و چراغ‌ها خاموش می‌شوند، کودک دچار دلشوره می‌شود.

اینجاست که «عروسکِ قهرمان» وارد میدان می‌شود. این عروسک برای کودک، فقط یک اسباب‌بازی نیست؛ او نماینده‌ی امنیتِ مادر است. کودک با بغل کردن آن، بوی آشنای خانه و حسِ لمسِ آغوش را با خود حمل می‌کند. این شیء به او کمک می‌کند تا «انتقال» از دنیای کاملاً وابسته به مادر، به دنیای مستقلِ بیرون را تاب بیاورد. در واقع، عروسک اولین ابزاری است که ما برای آرام کردنِ خودمان (Self-soothing) اختراع می‌کنیم.

آزمایش میمون‌ها: ما فقط نان نمی‌خواهیم، ما عشق می‌خواهیم!

شاید بپرسید آیا این فقط یک خیال‌بافی انسانی است؟ ابداً. سال‌ها پیش، روان‌شناسی به نام هری هارلو آزمایشی انجام داد که دنیای علم را تکان داد و نگاه ما را به تربیت فرزند برای همیشه عوض کرد. او دو «مادر مصنوعی» برای بچه‌میمون‌ها ساخت:

  1. یک مادر ساخته شده از سیم‌های آهنیِ سخت که یک شیشه شیر به آن متصل بود و غذا می‌داد.
  2. یک مادر ساخته شده از پارچه‌ی مخمل و نرم که هیچ شیری نداشت و فقط «نرم» بود.

در کمال تعجب، بچه‌میمون‌ها فقط برای لحظاتی که گرسنه بودند سراغ مادر سیمی می‌رفتند و تمام بقیه روز و شب را در آغوش مادر پارچه‌ای می‌گذراندند. حتی وقتی هارلو آن‌ها را می‌ترساند، میمون‌ها به جای مادرِ غذا دهنده، به سمت مادرِ نرم می‌دویدند!

این آزمایش ثابت کرد که «تماس بدنی» و «حس امنیت»، یک نیاز فانتزی نیست؛ یک نیاز زیستی و ریشه‌دار است. پانچ، میمونِ قصه ما در ژاپن، امروز دارد همان آزمایش را در دنیای واقعی تکرار می‌کند. او به ما یادآوری می‌کند که برای زنده ماندن، فقط نباید شکممان سیر باشد، بلکه باید دلمان هم قرص باشد.

چرا بزرگسالان هم هنوز به «لنگرگاه‌های امن» نیاز دارند؟

خیلی از ما فکر می‌کنیم که وقتی بزرگ می‌شویم، دیگر نیازی به این حرف‌ها نداریم. اما حقیقت این است که نیاز به امنیت هیچ‌وقت از بین نمی‌رود، فقط لباس‌های جدیدی می‌پوشد.

بسیاری از عادات ما در بزرگسالی، نسخه‌ی تکامل‌یافته‌ی همان عروسکِ کودکی هستند:

  • یادگاری‌ها: چرا وقتی دلتنگ کسی هستیم، لباس او را بو می‌کنیم یا انگشترش را در دست می‌چرخانیم؟ چون آن شیء، همان «شیء انتقالی» است که فاصله مکانی یا زمانی بین ما و عزیزانمان را پر می‌کند.
  • عادات خواب: چرا خیلی از بزرگسالان عادت دارند موقع خواب بالشی را بغل کنند یا پاهایشان را زیر پتو جمع کنند؟ این‌ها تلاش‌های ناخودآگاه بدن برای بازسازی همان حسِ امنیتِ آغوش است.
  • حیوانات خانگی: پیوند عمیقی که با حیوانات خانگی برقرار می‌کنیم، تا حد زیادی به همین نیازِ لمس کردن و لمس شدن بازمی‌گردد.

در دنیای امروز که سرشار از اخبار جنگ، بحران‌های اقتصادی و فشارهای اجتماعی است، روان ما بیش از هر زمان دیگری به «لنگرگاه‌های امن» نیاز دارد. ما به چیزهایی نیاز داریم که وقتی به آن‌ها نگاه می‌کنیم یا لمسشان می‌کنیم، به ما بگویند: «همه چیز روبه‌راه خواهد شد.»

سخن پایانی: با دلبستگی‌های کوچک مهربان باشیم

اگر فرزندتان با یک عروسکِ کهنه و پاره به مهمانی می‌آید، او را مسخره نکنید و سعی نکنید آن عروسک را به زور از او بگیرید. او در حالِ تمرینِ شجاعت است. او دارد یاد می‌گیرد چطور با اضطراب‌هایش کنار بیاید.

و اگر خودتان هنوز به چیزی قدیمی دلبستگی دارید، به آن لبخند بزنید. این دلبستگی‌ها نشانه‌ی ضعف نیستند؛ این‌ها نشانه‌ی «انسان بودن» ماست. تماشای پانچ که به عروسکش چسبیده، باید به ما یادآوری کند که در این دنیای پر از ابهام و تنهایی، همه‌ی ما به یک «اوران‌مامان» نیاز داریم؛ چیزی که در سکوت، دستمان را بگیرد و بگوید: «نترس، تو تنها نیستی.»

بسیاری از ما، مثل پانچ، فقط دنبال جایی هستیم که در آن احساس کنیم «تعلق» داریم. پس با دلبستگی‌های خودتان و دیگران مهربان باشید؛ شاید همان تکه پارچه، تنها چیزی باشد که کسی را در میانه طوفان‌های زندگی، ایستاده نگه داشته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات

برای رزرو نوبت فرم زیر را پر کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر و رزرو نوبت با ما تماس  بگیرید.